.:. به پايگاه اطلاع رساني مركز تقويم مؤسسه ژئوفيزيك دانشگاه تهران خوش آمديد    .:.
     
صفحه اول
اخبار
معرفى مركز
كتابخانه
مركز تقويم
كتاب‌شناسى
تقويم
طرح‌هاى
پژوهشى
کارگاه
آموزشي
تماس با ما
پيوندها
كاربران حاضر:
170 نفر


تاريخ تقويم در ايران و كشورهاي اسلامي ـ گاه‌شماري‌ در ايران

گاه‌شماري‌ در ايران 4
فهرست عناوين بازگشت        ادامه

4. گاه‌شماري در دوره‌ ساساني

كهنترين‌ اسنادي‌ كه ‌نشان‌دهنده‌ استفاده‌ از گاه‌شماري رسمي‌ دوران‌ ساساني‌ (گاه‌شماري زردشتي‌) است‌، به‌ دوران‌ اشكاني‌ باز مي‌گردد. اركان‌ اين‌ گاه‌شماري با گاه‌شماري رايج‌ در دوره‌ اشكاني ‌تفاوتهايي‌ دارد، از جمله‌ اينكه‌ مبدأ گاه‌شماري در دوره ‌ساساني‌ زمان‌ به‌ تخت‌ نشستن‌ پادشاه‌ بود و از مبدأ ثابت‌ گاه‌شماري اشكاني‌ استفاده‌ نمي‌شد. همچنين‌، دوره‌هاي ‌كبيسه‌گيري‌ در گاه‌شماري دوره‌ ساساني‌، بلند مدت‌ (نک: ادامه‌ همين‌ بخش‌) بود؛ ازينرو، شباهت‌ اين‌ گاه‌شماري با گاه‌شماري اشكاني‌ تنها در نام‌ ماهها و نام‌ روزهاي‌ هر ماه‌ است‌.

مهمترين‌ اسناد تاريخدار ساساني‌، كه‌ آگاهيهاي ‌بسياري‌ درباره‌ گاه‌شماري اين‌ دوره‌ به‌ دست‌ مي‌دهد، كتيبه‌هاي‌آن‌ دوران‌ (براي‌ فهرست‌ اين‌ كتيبه‌ها نک: تفضلي‌، ص‌ 83 ـ110) و سكه‌هاي‌ ساساني‌ و نوشته‌هاي‌ دانشمندان‌ اسلامي‌ است‌. بجز سنگنوشته‌ اَبنُون‌، كه‌ در سال‌ سوم‌ سلطنت‌ شاپور اول‌ (243 ميلادي‌) نوشته‌ شده‌ (طاووسي‌ و فراي‌، ص‌ 26ـ30)، در چند نمونه‌ از ديوارنوشته‌هاي‌ دورا ـ اروپوس‌ نام‌ روزها و ماهها و تاريخ‌ سال‌ (عموما مربوط به‌ سالهاي‌ چهاردهم‌ وپانزدهم‌ سلطنت‌ شاپور اول‌) نقر شده‌ است‌ (كريلينگ‌، ص‌ 300ـ 305). در كتيبه‌ بيشاپور سه‌ مبدأ مختلف‌ متعلق‌ به‌ پادشاهي ‌سه‌ تن‌ از پادشاهان‌ ساساني‌ كنار هم‌ ضبط شده‌ است‌. اگر چه‌ در اين‌ كتيبه‌ مبدأ آغاز پادشاهي‌ نخستين‌ پادشاه‌ ساساني‌، در كنار دو پادشاه‌ ديگر، آورده‌ شده‌ (عبداللهي‌، 1366 ش‌، ص‌ 214ـ 215)، كتيبه‌هاي‌ ديگر پادشاهان‌ ساساني‌ كاربرد روش‌ مبدأشماري‌ از زمان‌ به‌ تخت‌ نشستن‌ هر پادشاه‌، در دوره‌هاي‌ بعد را تأييد مي‌كند (از جمله‌ نک: تفضلي‌، ص‌ 95ـ96). در اين‌ روش‌، از زمان‌ به‌ تخت‌ نشستن‌ هر پادشاه‌، در هر موقع‌ از سال‌، سال‌ اول‌ مبدأ جديد تلقي‌ مي‌شد اما نخستين‌ نوروز، زمان‌ تاج‌گذاري‌ پادشاه‌ بود (عبداللهي‌، 1366 ش‌، ص‌ 215). موضوع‌ مهم‌ ديگري‌ كه ‌مناقشات‌ بسياري‌ نيز پديد آورده‌ و ماهيت‌ آن‌ از لابلاي‌ اين ‌اسناد براحتي‌ روشن‌ نمي‌شود، چگونگي‌ اعمال‌ كبيسه‌ در اين‌ گاه‌شماري است‌. در حالي‌ كه‌ عده‌اي‌ (از جمله‌ بويس‌40، به‌ نقل‌ دوبلوا41، ص‌ 51، پانويس‌ 6) منكر اجراي‌ هرگونه‌ كبيسه ‌در گاه‌شماري دوره‌ ساساني‌ هستند، شواهد متعددي‌ كبيسه‌گيري ‌را تأييد مي‌كند.

جدول‌ 5 ـ نام‌ روزهاي‌ ماه‌ در گاه‌شماري زردشتي

    
1هرمز‌16‌مهر
2بهمن‌17‌سروش
3ارديبهشت18‌رشن‌
4شهريور19‌فروردين
5اسپندارمذ20‌بهرام‌
6خرداد21‌رام
7امرداد22باد
8دي‌ به‌ آذر23دين‌ به‌ دين‌‌
9آذر24دين‌‌
10آبان25ارد‌
11خورشيد/خور26اشتاد‌
12ماه27آسمان‌‌
13تير28زمياد‌
14گوش29‌مارسپند
15دي‌ به‌ مهر30انيران‌

از ميان‌ نويسندگان‌ دوره‌ اسلامي‌، احتمالاً پيش‌ از همه‌ مسعودي‌ (ج‌2، ص‌345) و سپس‌ ابوريحان‌ بيروني‌ (1923، ص‌ 45؛ همو، 1373ـ1375، ج‌ 1، ص‌ 90) وكوشياربن‌ لُبان‌ (گ‌ 8 پ‌) از اعمال‌ يك‌ ماه‌ كبيسه‌ در هر 120 سال‌، در زمان‌ ساسانيان‌، ياد كرده‌اند (براي‌ آگاهي‌ از كليه‌ نتايج‌ درباره‌ اين‌ روش‌ كبيسه‌گيري‌ نک: عبداللهي‌، 1366 ش‌، ص‌ 178ـ205، 219ـ240). دستور اجراي‌ اين‌ روش‌ كبيسه‌گيري‌ حتي‌ به‌ خود زردشت‌ نسبت‌ داده‌ شده‌ است‌ (ابوريحان‌ بيروني‌، همانجاها)، اما موضوعهاي‌ گوناگوني‌ چون‌ نام‌ ماه‌ كبيسه‌، چگونگي‌ اجراي‌ اين‌ روش‌ كبيسه‌گيري‌ و رواج‌ چند گونه‌ گاه‌شماري با نام‌ ماهها و روزهاي‌ يكسان‌، درسرزمينهاي‌ زير حكومت‌ ساسانيان‌، كه‌ تفاوت‌ آنها تنها در اجراشدن‌ يا نشدن‌ كبيسه‌ بوده‌ است‌، از جمله‌ مسائلي‌ هستند كه ‌بررسي‌ گاه‌شماري‌هاي‌ رايج‌ در ايران‌ را در آن‌ دوره‌ تاريخي‌ با مشكل‌ روبرو كرده‌اند.

چون‌ نقل‌ قولهاي‌ متفاوتي‌ درباره‌ نام‌ ماه‌ كبيسه‌ حتي ‌از يك‌ مؤلف‌، مانند بيروني‌، وجود دارد، به‌ نظر مي‌رسد كه‌ نام ‌اين‌ ماه‌، در نواحي‌ گوناگون‌، متفاوت‌ و بنا بر گاه‌شماري‌هايي‌ (دست‌كم‌ دوگونه‌) كه‌ همزمان‌ در دوره‌ ساسانيان‌ رواج‌ داشتند، نامهاي‌ متفاوتي‌ داشته‌ است‌ (عبداللهي‌، 1366 ش‌، ص‌ 182ـ183)؛ بدين‌ ترتيب‌ كه‌ احتمالاً در بعضي‌ مناطق‌، تكرار نام‌ ماه‌ قبلي‌ و در مناطق‌ ديگر، تكرار نام‌ ماه‌ بعدي ‌بوده‌ است‌ (ابوريحان‌ بيروني‌، 1373ـ 1375؛ عبداللهي‌، همانجاها). در مورد ترتيب‌ اجراي‌ كبيسه‌ها نيز اگرچه‌ منابع‌ متعدد از اجراي‌ يك‌ كبيسه‌ يك‌ ماهه‌ در يك‌ دوره‌ 120 ساله ‌خبر مي‌دهند، منابع‌ چندي‌ (از جمله‌ حسن‌ قمي‌، ص‌ 146) موعد اجراي‌ كبيسه‌ را هر 116 سال‌ دانسته‌اند. اين‌ روايتهاي ‌گوناگون‌ احتمالاً نشان‌‌دهنده‌ آن‌ است‌ كه‌ دوره‌ اجراي‌ كبيسه‌ درهر 120 سال‌، زمان‌ متوسط دوره‌ است‌، نه‌ زمان‌ قطعي‌ و حتمي‌آن‌ (عبداللهي‌، 1366 ش‌، ص‌ 181).

يكي‌ از مهمترين‌ وقايع‌ گاه‌شماري در دوره‌ ساساني‌، اجراي‌ يك‌ كبيسه‌ مضاعف‌، يعني‌ افزودن‌ دو ماه‌ به‌ سال‌ به‌ جاي‌ يك‌ ماه‌، در زمان‌ سلطنت‌ پيروز اول‌ و در حدود 461 ميلادي‌ است‌. در اين‌ زمان‌، موعد اجراي‌ كبيسه‌ يك‌ ماهه‌، بر اساس‌ دوره‌ متوسط 120 ساله‌، فرا رسيده‌ بود، اما مجريان ‌كبيسه‌ براي‌ جلوگيري‌ از فراموش‌ شدن‌ اجراي‌ كبيسه‌ يك‌ ماهه‌اي‌ كه‌ حدود 120 سال‌ بعد روي‌ مي‌داد، پيشاپيش‌ كبيسه‌ ديگري‌ اعمال‌ و در اين‌ سال‌ دو ماه‌ كبيسه‌گيري‌ (در متون‌ اسلامي‌: كبيسه‌ مضاعف‌) كردند (براي‌ آگاهي‌ بيشتر نک: عبداللهي‌، 1366 ش‌، ص‌ 221ـ 224؛ همو، 1372 ش‌، ص‌ 44ـ47).

همزمان‌ با اجراي‌ كبيسه‌ مضاعف‌، رخداد ديگري‌ در گاه‌شماري ساساني‌ صورت‌ گرفته‌ و آن ابداع ‌نوعي‌ گاه‌شماري ‌جديد بر اساس‌ گاه‌شماري زردشتي‌ و اركان‌ آن‌، به‌ نام‌ گاه‌شماري ‌خراجي‌ است‌ كه‌ در كنار گاه‌شماري عرفي‌ ساساني‌ (كه‌ در آن‌ هيچگونه‌ كبيسه‌اي‌ اعمال‌ نمي‌شد) و گاه‌شماري وهيژكي‌ (كه‌ در آن‌ در يك‌ دوره‌ حدود120 ساله‌، يك‌ ماه‌ كبيسه ‌اعمال‌ مي‌شد؛ براي‌ آگاهي‌ از ماهيت‌ واژه‌ وهيزك‌/ وهيژكي‌ نک: دوبلوا، ص‌ 42ـ 45) رواج‌ يافت‌ (براي‌ آگاهي‌ بيشتر درباره‌ گاه‌شماري خراجي‌ نک: همين‌ بخش‌، قسمت‌ب‌: 3). آرايه‌ ماههاي‌ سال‌ در دو گاه‌شماري عرفي‌ و وهيژكي ‌تا زمان‌ اجراي‌ كبيسه‌ يك‌ ماهه‌ اول‌ (378 ق‌م‌) مطابقت‌ مي‌كرد، اما اين‌ روش‌ كبيسه‌گيري‌ باعث‌ بروز يك‌ ماه‌ اختلاف‌ در ترتيب‌ ماههاي‌ دو گاه‌شماري شد (براي‌ آگاهي‌ از افزايش ‌اختلاف‌ دو گاه‌شماري طي‌ اجراي‌ كبيسه‌ها نک: عبداللهي‌، 1366 ش‌، ص‌ 358ـ 359، جدول‌ 7). اين‌ اختلاف‌ موجب‌ بروز تشتت‌ در نحوه‌ قرار گرفتن‌ «اندرگاه‌» يا «پنجه‌» (پنج‌ روز پاياني‌ سال‌ كه‌ در هيچ‌ ماهي‌ قرار نمي‌گرفت‌ و هر كدام‌ نام‌ خاصي‌ داشت‌) گرديد. اجراي‌ كبيسه‌ مضاعف‌ و رواج‌ گاه‌شماري خراجي‌ تدبيري‌ بود كه‌ از جمله‌ براي‌ حل‌ اين‌مشكل‌ انديشيده‌ بودند (براي‌ آگاهي‌ از نام‌ روزهاي‌ اندرگاه‌ كه ‌معمولاً در منابع‌ متقدم‌ يكسان‌ ضبط نشده‌اند نک: همان‌، ص‌ 354؛ كريستوفورتي‌، ص‌ 31ـ32).

فهرست عناوين بازگشت        ادامه