.:. به پايگاه اطلاع رساني مركز تقويم مؤسسه ژئوفيزيك دانشگاه تهران خوش آمديد    .:.
     
صفحه اول
اخبار
معرفى مركز
كتابخانه
مركز تقويم
كتاب‌شناسى
تقويم
طرح‌هاى
پژوهشى
کارگاه
آموزشي
تماس با ما
پيوندها
كاربران حاضر:
645 نفر


تاريخ تقويم در ايران و كشورهاي اسلامي ـ گاه‌شماري‌ در ايران

گاه‌شماري‌ در ايران 1
فهرست عناوين بازگشت        ادامه


الف‌) گاه‌شماري در ايران‌ پيش‌ از اسلام‌
ب‌) گاه‌شماري در ايران‌ از ورود اسلام‌ تا قرن‌ نهم هجري ‌قمري‌‌
ج‌) گاه‌شماري در ايران‌ از قرن‌ نهم‌ هجري‌ قمري‌ تا كنون‌
د) گاه‌شماري‌هاي‌ محلي‌ ايران‌‌

مطالعه‌ اركان‌ و مبادي‌ گاه‌شماري‌هاي‌ رايج‌ در ايران‌، تفاوتهاي ‌اساسي‌ آنها را در مقاطع‌ تاريخي‌ پيش‌ و پس‌ از اسلام‌ نشان ‌مي‌دهد. در اين‌ بخش‌ از مقاله‌، سير تحول‌ گاه‌شماري در ايران‌ به ‌سه‌ بخش‌ پيش‌ از اسلام‌، از ورود اسلام‌ تا قرن‌ نهم‌ هجري‌ و از قرن‌ نهم‌ هجري‌ تا كنون‌ تقسيم‌ شده‌ است‌. هر كدام‌ از اين‌ بخشها نيز در اجزاي‌ كوچكتري‌، شامل‌ انواع‌ گاه‌شماري‌هاي‌ مرسوم‌ در هر يك‌ از مقاطع‌ تاريخي‌ بررسي‌ مي‌شود. اين ‌تقسيم‌بندي‌ در مورد تاريخ‌ تحول‌ گاه‌شماري در ايران‌ پس‌ از اسلام‌، از آن‌ جهت‌ اعمال‌ شده‌ است‌ كه‌ مهمترين گاه‌شماري‌هاي‌ ايراني‌ (از جمله گاه‌شماري‌هاي‌ يزدگردي‌، جلالي‌، خاني‌) تا قرن‌ نهم‌ هجري‌ قمري‌ به‌ وجود آمدند و رواج‌ يافتند. از قرن‌ نهم‌ تا چهاردهم‌ گاه‌شماري هجري‌ قمري‌ رايجترين گاه‌شماري در ايران‌ بود و در طي‌ اين‌ دوره‌ زماني‌، گاه‌شماري ‌مهم‌ ديگري‌ كه‌ در اين‌ مقاله‌ قابل‌ ذكر باشد، در ايران‌ به‌ وجود نيامد و تنها دگرگونيهاي‌ مهمي‌ در قرن‌ حاضر منجر به‌ وضع‌ چند نمونه‌ گاه‌شماري جديد شد. در اين‌ بخش‌، تنها گاه‌شماري‌هايي ‌معرفي‌ مي‌شوند كه‌ بيانگر مفهوم‌ «گاه‌شماري ملي‌» و كاربرد هر يك‌ از گاه‌شماري‌ها در ايران‌اند (براي‌ گاه‌شماري‌هاي‌ ايراني‌ كه‌ بر اساس‌ مبادي‌ قومي‌ ـ ناحيه‌اي‌ تنظيم‌ شده‌اند نک: همين‌ بخش‌ از مقاله‌، قسمت‌ د).

الف‌) گاه‌شماري در ايران‌ پيش‌ از اسلام‌

1. قديمترين‌ گاه‌شماري ايراني
2. گاه‌شماري در دوره‌ هخامنشي
3. گاه‌شماري در دوره‌ اشكاني‌
4. گاه‌شماري در دوره‌ ساساني

1. قديمترين‌ گاه‌شماري ايراني

در بررسي‌ گاه‌شماري ايراني‌ در دوره‌ پيش‌ از تشكيل‌ امپراتوري‌ هخامنشي‌، كه‌ از آن‌ به ‌قديمترين‌ گاه‌شماري ايراني‌ نيز تعبير مي‌شود، توجه‌ به‌ ماهيت ‌تقسيم‌بندي‌ سرزمين‌ ايران‌ به‌ دو بخش‌ شرقي‌ و غربي‌، كه‌ بويژه ‌از نظر زباني‌ با هم‌ تفاوتهاي‌ بسيار دارند، ضروري‌ است‌. پژوهش ‌درباره‌ گاه‌شماري در اين‌ دوره‌ محدود مي‌شود به‌ بعضي‌ منابع ‌بابلي‌ براي‌ گاه‌شماري بخش‌ غربي‌ در همسايگي‌ بين‌النهرين‌ و معدود منابعي‌ كه‌ پس‌ از اسلام‌، درباره‌ گاه‌شماري بخش‌ شرقي ‌نگاشته‌ شده‌ است‌. در اين‌ دوره‌، مهمترين‌ عامل‌ براي‌ طراحي‌ گاه‌شماري، در نجد ايران‌، ورود ساكنان‌ آن‌ به‌ مرحله‌اي‌ از اقتصاد مبتني‌ بر كشاورزي‌ بوده‌ است‌، چرا كه‌ در جوامع‌ كشاورزي‌مدار، وجود نوعي‌ گاه‌شماري شمسي‌ براي‌ تعيين‌ موقعيت‌ خورشيد و به ‌دست‌ آوردن‌ زمان‌ تقريبي‌ فصول‌ بسيار ضروري‌ است (هارتنر، ص‌ 720). در حالي‌ كه‌ همسايگي‌ با بين‌النهرين ‌و تماس‌ دائم‌ ساكنان‌ غربي‌ نجد ايران‌ با تمدن‌ بابل‌ سبب ‌شد تا ايرانيان‌، بسياري‌ از اجزاي‌ گاه‌شماري بابلي‌ را اخذ كنند كه‌ در نتيجه‌، نوعي‌ گاه‌شماري شمسي‌ ـ قمري‌ در نواحي ‌غربي‌ ايران‌ رواج‌ يافت‌ (براي‌ آگاهي‌ بيشتر در اين‌ زمينه‌ و شواهد باستان‌شناختي‌ اين‌ گاه‌شماري در آثار ايراني‌ پيش‌ از تاريخ‌ نک: همان‌، ص‌ 720ـ744). اين‌ تأثيرپذيري‌ در دوره ‌شاهنشاهي‌ هخامنشي‌ نيز ادامه‌ يافت‌ (نک: ادامه‌ همين‌ بخش‌ ازمقاله‌، قسمت‌: 2).

در نواحي‌ شرقي‌ ايران‌، رواج‌ گونه‌اي‌ گاه‌شماري شمسي ‌كه‌ با گاه‌شماري زردشتي‌ شباهتهايي‌ دارد، تنها به‌ استناد نوشته ‌بيروني‌ (1923، ص‌11) تأييد مي‌شود. بر اساس ‌نوشته‌ ابوريحان‌ بيروني‌ در اين‌ گاه‌شماري، طول‌ متوسط سال‌ 365 روز و يك‌ چهارم‌ روز در نظر گرفته‌ مي‌شده‌ و هر سال‌ شامل‌ دوازده‌ ماه‌ سي‌روزه‌ بوده‌ است‌. براي‌ توالي ‌كبيسه‌هاي‌ اين‌ گاه‌شماري، پس‌ از هر شش‌ سال‌ يك‌ ماه‌ كبيسه‌ براي‌ جمع‌آوري‌ پنج‌ روز خارج‌ از ماههاي‌ سال‌، و پس‌ از گذشت‌ 120 سال‌ يك‌ ماه‌ براي‌ جمع‌آوري‌ كسر شش‌ساعتي‌ روزهاي‌ سال‌ اعمال‌ مي‌شده‌ است‌. طبق‌ همين‌ نوشته ‌ابوريحان‌ بيروني‌، سال‌ صد و بيستم‌ (موعد برگزاري‌ دو كبيسه‌) نزد ايرانيان‌ گرامي‌ بوده‌ و آداب‌ خاصي‌ داشته‌ است‌ (براي‌آگاهي‌ بيشتر نک: عبداللهي‌، 1366 ش‌، ص‌ 93ـ103).

2. گاه‌شماري در دوره‌ هخامنشي

از گاه‌شماري‌هاي‌ احتمالي ‌ايراني‌ در دوره‌ پيش‌ از هخامنشيان‌ اطلاعات‌ مهمي‌ در دست ‌نيست‌، درباره‌ گاه‌شماري دوره‌ هخامنشي‌ منابع‌ متعددي ‌وجود دارد. مهمترين‌ اين‌ منابع‌، از نظر قدمت‌، عبارت‌اند از: كتيبه‌ داريوش‌ اول‌ در بيستون‌، «الواح‌ خزانه‌ و باروي تخت ‌جمشيد» و تعدادي‌ هاون‌ و دسته‌ هاون‌ كه‌ آنها را اشياي‌ مذهبي‌ ناميده‌اند. در كتيبه‌ بيستون‌، نام‌ نه‌ ماه‌ ازماههاي‌ گاه‌شماري هخامنشي‌ ذكر شده‌ (كنت‌21، ص‌ 161) و فهرست‌ اين‌ نامها، بر اساس‌ الواح‌ خزانه‌ تخت‌ جمشيد، كامل‌ شده‌ است‌ (هالوك‌22، ص‌ 74). همچنين‌، نام‌ اين‌ ماهها در متنهاي‌ سه‌گانه‌ كتيبه‌ بيستون‌، به‌ فارسي‌ باستان‌، به‌ عيلامي ‌در نگارشي‌ نزديك‌ به‌ نامهاي‌ فارسي‌ باستان‌ و به‌ بابلي‌ ذكر شده‌ است‌ (براي‌ فهرست‌ تطبيقي‌ نام‌ ماهها در اين‌ كتيبه‌ سه‌ زبانه‌ نک: كينگ‌ و تامپسون‌، ص‌ 37ـ 38؛ كامرون‌، ص‌ 44ـ 45؛ هالوك‌، همانجا؛ براي‌ نام‌ بابلي‌ ماهها نک: گرينفيلدو پورتن‌، ص‌ 6ـ14؛ فوكت‌ لندر، ص‌ 56 ـ60؛ نيز نک: جدول‌ 3). مشابهت‌ نام‌ اين‌ ماهها در متنهاي‌ عيلامي‌ و فارسي‌ باستان‌ كتيبه‌ بيستون‌، دليلي‌ بر آن‌ است‌ كه‌ هخامنشيان ‌اركان‌ گاه‌شماري شمسي‌ ـ قمري‌ بابلي‌ را، به‌ وساطت‌ عيلاميها، اخذ كرده‌اند (عبداللهي‌، 1366 ش‌، ص‌ 121). صورت‌ ديگري ‌از نام‌ ماههاي‌ سال‌ با ريشه‌ عيلامي‌ نيز به‌ دست‌ آمده‌ كه ‌تنها در الواح‌ خزانه‌ تخت‌ جمشيد به‌ كار رفته‌ و با نامهاي‌ عيلامي‌ كتيبه‌ بيستون‌ تفاوت‌ دارد (براي‌ آگاهي‌ از اين‌ نامها نک: هالوك‌، ص‌ 74ـ 75). ميزان‌ استفاده‌ از اين‌ نامها در الواح‌ خزانه‌، كه‌ به مراتب‌ از نامهاي‌ فارسي‌ باستان‌ موجود در آنها كمتر است‌، و محدوده‌ جغرافيايي‌ خاصي‌ كه‌ اين‌ نامها در آن‌ رواج‌ داشتند، نشان‌ مي‌دهد كه‌ در منطقه‌ مورد استفاده‌ از آنها زبان‌ فارسي ‌باستان‌ هنوز كاملا رواج‌ نداشته‌ و به‌ زبان‌ عيلامي‌، در كنار اين ‌زبان‌، تكلم‌ مي‌شده‌ است‌.

درباره معنا و اشتقاق‌ نامهاي‌ فارسي‌ باستان‌ ماههاي‌ سال‌، در گاه‌شماري هخامنشي‌ كه‌ در كتيبه‌ بيستون‌ و الواح‌ خزانه ‌تخت‌ جمشيد ذكر شده‌، آراي‌ گوناگوني‌ وجود دارد. هينتس (ص‌ 64ـ70) درباره‌ معنا و اشتقاق‌ اين‌ نامها گزارش‌ مختصري ‌از آراي‌ برخي‌ زبان‌شناسان‌ آورده‌ است‌.

مهمترين‌ ركن‌ گاه‌شماري هخامنشي‌، كه‌ در دوره‌هاي ‌تاريخي‌ بعدي‌ در گاه‌شماري‌هاي‌ رايج‌ در ايران‌ تكرار نشد، چگونگي‌ آغاز سال‌ (به‌ عنوان‌ مبدأ گاه‌شماري) و نيز موضوع ‌اعمال‌ كبيسه‌هاست‌. در گاه‌شماري هخامنشي‌، به‌ تقليد از گاه‌شماري بابلي‌، مبدأ شمارش‌ سالها آغاز پادشاهي‌ هر پادشاه‌ بود كه‌ بر اساس‌ آن‌ شمارش‌ سالها با روي‌ كار آمدن ‌پادشاه‌ جديد، بار ديگر از يك‌ آغاز مي‌شد؛ با اين‌ توضيح ‌كه‌ از هنگام‌ آغاز سلطنت‌ هر پادشاه‌ تا اولين‌ روز اولين ‌ماه‌ سال‌ بعد (در گاه‌شماري هخامنشي‌: اول‌ آدُوكَنَيشه‌)، سال‌ جلوس‌ و از اين‌ زمان‌ تا اول‌ آدوكنيشه‌ بعدي‌، سال‌اول‌ سلطنت‌ محسوب‌ مي‌شد (عبداللهي‌، 1366 ش‌، ص‌109ـ110) و اين‌ شمارش‌ تا پايان‌ هر دوره پادشاهي‌ ادامه ‌پيدا مي‌كرد.

طول‌ سال‌ در گاه‌شماري هخامنشي‌، با توجه‌ به‌ رواج‌ گونه ‌ايراني‌ شده‌ گاه‌شماري شمسي‌ ـ قمري‌ بابلي‌، در سالهاي‌ عادي‌354 يا 355 روز و در سالهاي‌ كبيسه‌ 383 يا 384 روز محاسبه‌ مي‌شد (همان‌، ص‌ 113). در مورد كبيسه‌گيري‌ در اين‌ گاه‌شماري ‌نيز آراي‌ گوناگوني‌ وجود دارد كه‌ طبق‌ يكي‌ از آنها تا 367 ق‌م آرايه‌ منظمي‌ براي‌ اعمال‌ كبيسه‌ برابر روش‌ كبيسه‌گيري‌ شمسي‌ ـ قمري‌ بابلي‌ (يعني‌ اجراي‌ هفت‌ ماه‌ كبيسه‌ در نوزده‌ سال‌) وجود نداشته‌، اما از اين‌ زمان‌ روش‌ ياد شده‌ با آرايه‌ منظمي‌ در همين ‌دوره‌ نوزده‌ ساله‌ اعمال‌ شده‌ است‌ (همان‌، ص‌ 124). اين‌ گمان‌ نيز وجود دارد كه‌ ايرانيان‌ تا 527 ق‌م‌، يعني‌ نوزدهمين‌ سال ‌پادشاهي‌ داريوش‌ اول‌، از دوره‌هاي‌ كبيسه‌گيري‌ سه‌ ماه‌ در هر هشت‌ سال‌ استفاده‌ مي‌كردند و از اين‌ سال‌ به‌ بعد دوره‌ نوزده ‌ساله‌ را جانشين‌ آن‌ كردند (نک: هارتنر، ص‌747). آرايه ‌كبيسه‌هايي‌ كه‌ پاركر و دوبرستاين‌ (ص‌ 29ـ36) براي‌ سراسر دوره‌ هخامنشي‌ ارائه‌ كرده‌اند، همين‌ تغيير در دوره‌هاي ‌كبيسه‌گيري‌ را نشان‌ مي‌دهد.

فهرست عناوين بازگشت        ادامه