تاريخ تقويم در ايران و كشورهاي اسلامي ـ اركان گاهشماريها
دومين ركن گاهشماري، مفهوم «ماه»، به معناي دورهاي معيّن براي شمارش روزها، نه به معناي «قمر»، است. به طور كلي، ماههايي كه در گاهشماريهاي رايج در سرزمينهاي اسلامي كاربرد داشتهاند (چه شمسي چه قمري) به دو دسته تقسيم ميشوند: ماههاي قراردادي (حسابي) و ماههاي نجومي. مدت توقف خورشيد در هر يك از بروج دوازدهگانه منطقهالبروج نيز، علاوه بر مفهوم نجومي آن، به عنوان يك واحد زماني، در ايران كاربرد داشته است (عبداللهي، 1366 ش، ص 51 ـ52). طول متوسط ماههاي شمسي به تقريب30 روز و 8 ساعت و 6 دقيقه محاسبه ميشده است (قطانمروزي، ص 233).
دو گونه از ماههاي قمري در گاهشماري اسلامي به كار ميرفت. در گونه اول، كه بيشترين كاربرد را داشته و دارد، طول يك ماه از نخستين رؤيت هلال تا نخستين رؤيت هلال بعدي در نظر گرفته ميشود. طول ماه قمري هلالي در تقويم يهودي، بر اساس طول سال شمسي در همين تقويم به گفته بيروني، معادل 29 روز و 12 ساعت و 44 دقيقه و 3 ثانيه (با تقسيم طول 19 سال شمسي بر 235=7+12×19 ماه قمري) به دست ميآيد كه كاملا قابل مقايسه با مقادير امروزي اين ماههاست (عبداللهي، 1366 ش، ص 50؛ قس علي احيائي، ص 317). درگونه ديگر از اين ماهها، كه فقط در ميان تركان آسياي ميانه كاربرد داشت، طول ماه بر اساس مدت زمان بين اجتماع (مقارنه) ماه و خورشيد تا زمان اجتماع بعدي محاسبه ميشد و زمان آغاز ماه نيز همان لحظه اجتماع بود (غياثالدين جمشيد كاشاني، گ 8 پ؛ عبداللهي، همانجا). چگونگي آغاز ماههاي قمري حسابي بر اساس رؤيت هلال، كه اكنون نيز در جوامع اسلامي كاربرد دارد، به عوامل متعددي بستگي دارد. اين نوع آغاز نمودن ماه، پيش از اسلام، به ويژه بين اقوام سومري و بابلي و يهودي، نيز سابقه طولاني داشته است (عبداللهي، 1366 ش، ص 4ـ7)، مقايسه ارقامي كه براي آغاز ماههاي بابلي از اواخر قرن هفتم پيش از ميلاد، ذكر شده (پاركر و دوبرستاين، ص 27ـ 47) با اطلاعات مربوط به زمان اجتماع ماه و خورشيد ــ كه محاسبه آن با رايانه امكانپذير است ــ نشاندهنده موقعيت آغاز ماهها بر اساس رؤيت هلال است براي تعيين روزهاي هر ماه نيز دو روش اصلي وجود داشته است: شمارش روزها (به صورت افزايشي يا كاهشي) و نامگذاري روزها.
بر اساس قديمترين آثار به جا مانده به عربي، پيش از ظهور اسلام در شبه جزيره عربستان روش شمارش روزهاي ماه به صورت افزايشي (از يكم تاسيام ماه) رواج داشتهاست (براي آگاهي از متن اين اسناد نک: >گزارش تاريخيكتيبههاي عربي<، ج 1، ص 1). در ايران پيش از اسلام نيز، بر اساس اسناد باقيمانده از هخامنشيان (عموما كتيبه بيستون و لوحهاي خزانه و باروي تخت جمشيد) و معدود اسناد باقيمانده از اوايل دوره اشكاني (عبداللهي، 1366 ش، ص 157ـ 158)، استفاده از اين روش روزشماري رايج بوده است.
در روش شمارش روزها به صورت كاهشي ــ كه كاربرد آن تنها در اسناد تاريخدار عربي تأييد ميگردد ــ شماره روزهاي باقيمانده تا پايان ماه، شمرده ميشد. در اين روش ــ كه شيوههاي گوناگوني براي استفاده از آن وجود داشته (برايآگاهي از اين شيوهها نک: قلقشندي، ج 6، ص 244ـ 249) ــ روزهاي اول تا دهم و گاهي تا پانزدهم ماه، بر اساس شمارش از آغاز ماه، و بقيه روزها با شمارش روزهاي باقيمانده آن، حساب ميشد و چون طول ماه قمري 29 يا 30 روز است، برخي از كساني كه اين روش را به كار ميبردند، بلافاصله پس از ذكر يك تاريخ، شماره روزهاي ماه را ذكر ميكردند (همان، ج 6، ص 248). به همين دليل، برخي از مورخان عرب (مثلا صولي، ص 182ـ 183)، اين روش را نامناسب و غير دقيق ميدانستهاند. استفاده از اين روش، بويژه بر اساس كتيبههاي باقيمانده به عربي، از سال 92 (نک: >گزارش تاريخي كتيبههاي عربي<، ج 1، ص 19) تا اواسط قرن پنجم (نک: همان، ج 7، ص 72)، تأييد ميشود.
در روش ديگر تعيين روزهاي ماه ــ كه در ايران پيش از اسلام و پس از آن، و در ديگر سرزمينهاي اسلامي رواجداشت ــ روزهاي ماه نام مشخصي داشتند. در ميان اعراب، روزهاي ماه به ده دسته سهتايي تقسيم ميشدند (مسعودي، ج 2، ص 352ـ 353؛ ابوريحان بيروني، 1923، ص 63ـ64). مسعودي (متوفي 345 يا 346؛ همانجا) درباره روزهاي هر ماه به پرسش و پاسخهاي سيگانهاي اشاره كرده كه به تعبيري نام روزهاي هر ماه به شمار ميآيند. از ميان نامهايي كه ابوريحان بيروني (همانجا) و مسعودي (همانجا) و ديگران (مثلا ابنعاصم ثقفي، ص 23ـ 24) ذكر كردهاند، تنها « غُرّه» (نام سهروز اول) كاربرد پيدا كرد كه آن را هم برخي از مورخان (مثلا ناصرخسرو، 1363 ش، ص 32، 56) فقط براي روز اول به كارميبردند. علاوه بر اين، روز پانزدهم ماه «مٌنتصف» يا «نصف» (نک: > گزارش تاريخي كتيبههاي عربي<، ج1، ص106، ج11، ص167، 196ـ197) و روز سيام «سلخ» (نک: همان، ج 1، ص 133؛ ناصرخسرو، 1363ش، ص32) ناميده ميشد، در حالي كه اين دو نام جزو نامهاي دهگانه روزهاي ماه نبود. اگر ماه سي روزه نبود، سلخ نداشت. در بعضي موارد نيز، روز اول هر ماه «مٌستَهَل» (نک: «گزارش تاريخي كتيبههاي عربي»، ج1، ص 73، ج 8، ص 96) يا «استقبال» (نک: همان، ج 17، ص 338) ناميده ميشد. در ميان لغتنويسان اسلامي، ابنسيده (متوفي458؛ ج2، ص 378ـ380، 387ـ397) درباره نامهاي دهگانه روزهاي ماه و نام بخشهاي گوناگون روز و شب مفصلترين گزارش را آورده است.
بر اساس اسناد تاريخدار، در ايران دوره اشكاني و ساساني نامگذاري روزهاي ماه با نامهاي سيگانه فارسي ميانه صورت ميگرفته است (براي آگاهي از اين نامها كه همان نام روزهاي ماه در گاهشماري زردشتي ميباشند نک: جدول 4). در ايران پس از اسلام نيز فهرستي از نام روزهاي ماه در گاهشماري جلالي وجود دارد (براي آگاهي از اين گاهشماري نک: ادامه مقاله، بخش4، قسمت ب: 4). امروزه نيز زردشتيان ايران در گاهشماري خود همچنان از روش نامگذاري روزهاي ماه با نامهاي فارسيميانه استفاده ميكنند.