/ارکان-گاهشماریها - calendar- مرکز تقویم
به طور كلي، گاهشماريهاي رايج دركشورهاي اسلامي را ميتوان به سه نوع قمري، شمسي ـ قمري و شمسي تقسيم كرد.
در گاهشماريهاي قمري، با استفاده از يك پديده طبيعي، يعني گردش ماه به دور زمين، مفهوم ماه و از جمع دوازده ماه، مفهوم قراردادي يك سال قمري به دست ميآيد و آغاز هر ماه و در نتيجه يك دوره دوازده ماهه، با رؤيت و ثبت حالت خاصي از صورتهاي گوناگون ماه (عموماً هلال) صورت ميگيرد.
مهمترين گونه اين نوع گاهشماري در جوامع اسلامي، گاهشماري هجري قمري است (نک: ادامهمقاله، بخش 3، قسمت ب) كه در حوزه وسيعي از جهان اسلام كاربرد دارد.
در گاهشماريهاي شمسي ـ قمري نيز ماهها با رؤيت هلال آغاز ميشوند. هر سال دوازده ماه دارد، اما با افزودن ماه يا ماههايي، بعد از چند سال معين، كوشش ميشود تا طول ميانگين سال قمري (در دوره زماني معين) با طول سال شمسي برابر شود. از مهمترين انواع گاهشماريهاي شمسي ـ قمري گاهشماري يهودي است (نک: ادامه مقاله، بخش 8) كه بين يهوديهاي ساكن در كشورهاي اسلامي رواج داشته است. در ايران دوره هخامنشي نيز اين نوع گاهشماري متداول بوده است (نک: ادامه مقاله، بخش 4، قسمت الف: 2).
در گاهشماريهاي شمسي يك بار چرخش زمين به دور خورشيد (و برابر عقايد پيشينيان، چرخش خورشيد به دور زمين و بازگشت آن به نقطهاي معين در دايرهالبروج)، ملاك تعيين سال است. تقريبا تمامي كشورهاي اسلامي، همپاي استفاده از گاهشماري هجري قمري براي تعيين بعضي اوقات شرعي، از نوعي گاهشماري شمسي نيز براي ساير امور زندگي، از جمله امور كشاورزي و اقتصادي، استفاده ميكنند (براي آگاهي بيشتر درباره گاهشماريهاي شمسي نک: علي احيائي، ص 320ـ322).
ضبط هر رويداد تاريخي با هر يك از اين گاهشماريها، شامل اين چهار ركن است: روز (روز هفته يا ماه)، ماه (با توجه به نوع ماه و نحوه شمارش ماهها، بر اساس عددشماري يا نامگذاري)، سال (با توجه به نوع مفهوم سال) و سال وقوع آن رويداد، نسبت به مبدائي خاص. در هر كدام از اين گاهشماريها، براي جمعآوري كسر ساعت يك روز در طول سال (كه عموما كسر دقيقي از يك روز نيست) و تبديل آن به روز كامل، يا براي نزديك كردن طول سال متوسط به طول سال شمسي، روشهايي وجود داشته است (نک: ادامه مقاله در همين بخش).
واژه روز در فارسي (در عربي: يوم)، به عنوان نخستين ركن گاهشماري، توسعا بهمعناي شبانهروز (نک: دهخدا، ذيل «روز») نيز به كار ميرود (براي گسترش معنايي اين واژه به ليل و نهار نک: ابناجدابي، ص28؛ قلقشندي، ج2، ص329). به نوشته ابوريحان بيروني (1934، ص51)، در صورتي كه مراد، مفهوم شبانهروز باشد، براي احتياط از عبارت «اليومبليلته» نيز استفاده ميشده است.
ايرانيان پيش از اسلام طلوع آفتاب را آغاز روز ميدانستند (همو، 1923، ص 6). طبق متون زردشتي كه بعد از ورود اسلام به ايران بازنويسي شدهاند (مثلا بندهش، ص 105)، پس از ورود اسلام به ايران نيز همان سنت را ادامه دادند. اعراب جاهلي، غروب خورشيد را مبدأ شبانه روز ميدانستند (ابوريحان بيروني، 1923، ص 5؛ جوادعلي، ج 8، ص 464).
به نوشته ابوريحان بيروني (همان، ص 6)، آغاز شبانه روز در زيج شهرياران، كتاب مهم نجومي ايرانيان دوره ساساني، نيمهشب ذكر شده است. نزد تركان آسياي ميانه نيز شبانهروز از نيمهشب آغاز ميشده است (غياثالدين جمشيد كاشاني، گ 8 ر).
اطلاعي كه ابوريحان بيروني (همانجا) درباره شروع شبانهروز از ظهر داده است، تنها در گاهشماري جلالي پذيرفته شد (براي آگاهي از گاهشماري جلالي نک: ادامه مقاله، بخش 4، قسمت ب: 4؛ عبداللهي، 1366 ش، ص 304ـ 305).
دومين ركن گاهشماري، مفهوم «ماه»، به معناي دورهاي معيّن براي شمارش روزها، نه به معناي «قمر»، است. به طور كلي، ماههايي كه در گاهشماريهاي رايج در سرزمينهاي اسلامي كاربرد داشتهاند (چه شمسي چه قمري) به دو دسته تقسيم ميشوند: ماههاي قراردادي (حسابي) و ماههاي نجومي. مدت توقف خورشيد در هر يك از بروج دوازدهگانه منطقهالبروج نيز، علاوه بر مفهوم نجومي آن، به عنوان يك واحد زماني، در ايران كاربرد داشته است (عبداللهي، 1366 ش، ص 51 ـ52). طول متوسط ماههاي شمسي به تقريب30 روز و 8 ساعت و 6 دقيقه محاسبه ميشده است (قطانمروزي، ص 233).
دو گونه از ماههاي قمري در گاهشماري اسلامي به كار ميرفت. در گونه اول، كه بيشترين كاربرد را داشته و دارد، طول يك ماه از نخستين رؤيت هلال تا نخستين رؤيت هلال بعدي در نظر گرفته ميشود. طول ماه قمري هلالي در تقويم يهودي، بر اساس طول سال شمسي در همين تقويم به گفته بيروني، معادل 29 روز و 12 ساعت و 44 دقيقه و 3 ثانيه (با تقسيم طول 19 سال شمسي بر 235=7+12×19 ماه قمري) به دست ميآيد كه كاملا قابل مقايسه با مقادير امروزي اين ماههاست (عبداللهي، 1366 ش، ص 50؛ قس علي احيائي، ص 317). درگونه ديگر از اين ماهها، كه فقط در ميان تركان آسياي ميانه كاربرد داشت، طول ماه بر اساس مدت زمان بين اجتماع (مقارنه) ماه و خورشيد تا زمان اجتماع بعدي محاسبه ميشد و زمان آغاز ماه نيز همان لحظه اجتماع بود (غياثالدين جمشيد كاشاني، گ 8 پ؛ عبداللهي، همانجا). چگونگي آغاز ماههاي قمري حسابي بر اساس رؤيت هلال، كه اكنون نيز در جوامع اسلامي كاربرد دارد، به عوامل متعددي بستگي دارد. اين نوع آغاز نمودن ماه، پيش از اسلام، به ويژه بين اقوام سومري و بابلي و يهودي، نيز سابقه طولاني داشته است (عبداللهي، 1366 ش، ص 4ـ7)، مقايسه ارقامي كه براي آغاز ماههاي بابلي از اواخر قرن هفتم پيش از ميلاد، ذكر شده (پاركر و دوبرستاين، ص 27ـ 47) با اطلاعات مربوط به زمان اجتماع ماه و خورشيد ــ كه محاسبه آن با رايانه امكانپذير است ــ نشاندهنده موقعيت آغاز ماهها بر اساس رؤيت هلال است براي تعيين روزهاي هر ماه نيز دو روش اصلي وجود داشته است: شمارش روزها (به صورت افزايشي يا كاهشي) و نامگذاري روزها.
بر اساس قديمترين آثار به جا مانده به عربي، پيش از ظهور اسلام در شبه جزيره عربستان روش شمارش روزهاي ماه به صورت افزايشي (از يكم تاسيام ماه) رواج داشتهاست (براي آگاهي از متن اين اسناد نک: >گزارش تاريخيكتيبههاي عربي<، ج 1، ص 1). در ايران پيش از اسلام نيز، بر اساس اسناد باقيمانده از هخامنشيان (عموما كتيبه بيستون و لوحهاي خزانه و باروي تخت جمشيد) و معدود اسناد باقيمانده از اوايل دوره اشكاني (عبداللهي، 1366 ش، ص 157ـ 158)، استفاده از اين روش روزشماري رايج بوده است.
در روش شمارش روزها به صورت كاهشي ــ كه كاربرد آن تنها در اسناد تاريخدار عربي تأييد ميگردد ــ شماره روزهاي باقيمانده تا پايان ماه، شمرده ميشد. در اين روش ــ كه شيوههاي گوناگوني براي استفاده از آن وجود داشته (برايآگاهي از اين شيوهها نک: قلقشندي، ج 6، ص 244ـ 249) ــ روزهاي اول تا دهم و گاهي تا پانزدهم ماه، بر اساس شمارش از آغاز ماه، و بقيه روزها با شمارش روزهاي باقيمانده آن، حساب ميشد و چون طول ماه قمري 29 يا 30 روز است، برخي از كساني كه اين روش را به كار ميبردند، بلافاصله پس از ذكر يك تاريخ، شماره روزهاي ماه را ذكر ميكردند (همان، ج 6، ص 248). به همين دليل، برخي از مورخان عرب (مثلا صولي، ص 182ـ 183)، اين روش را نامناسب و غير دقيق ميدانستهاند. استفاده از اين روش، بويژه بر اساس كتيبههاي باقيمانده به عربي، از سال 92 (نک: >گزارش تاريخي كتيبههاي عربي<، ج 1، ص 19) تا اواسط قرن پنجم (نک: همان، ج 7، ص 72)، تأييد ميشود.
در روش ديگر تعيين روزهاي ماه ــ كه در ايران پيش از اسلام و پس از آن، و در ديگر سرزمينهاي اسلامي رواجداشت ــ روزهاي ماه نام مشخصي داشتند. در ميان اعراب، روزهاي ماه به ده دسته سهتايي تقسيم ميشدند (مسعودي، ج 2، ص 352ـ 353؛ ابوريحان بيروني، 1923، ص 63ـ64). مسعودي (متوفي 345 يا 346؛ همانجا) درباره روزهاي هر ماه به پرسش و پاسخهاي سيگانهاي اشاره كرده كه به تعبيري نام روزهاي هر ماه به شمار ميآيند. از ميان نامهايي كه ابوريحان بيروني (همانجا) و مسعودي (همانجا) و ديگران (مثلا ابنعاصم ثقفي، ص 23ـ 24) ذكر كردهاند، تنها « غُرّه» (نام سهروز اول) كاربرد پيدا كرد كه آن را هم برخي از مورخان (مثلا ناصرخسرو، 1363 ش، ص 32، 56) فقط براي روز اول به كارميبردند. علاوه بر اين، روز پانزدهم ماه «مٌنتصف» يا «نصف» (نک: > گزارش تاريخي كتيبههاي عربي<، ج1، ص106، ج11، ص167، 196ـ197) و روز سيام «سلخ» (نک: همان، ج 1، ص 133؛ ناصرخسرو، 1363ش، ص32) ناميده ميشد، در حالي كه اين دو نام جزو نامهاي دهگانه روزهاي ماه نبود. اگر ماه سي روزه نبود، سلخ نداشت. در بعضي موارد نيز، روز اول هر ماه «مٌستَهَل» (نک: «گزارش تاريخي كتيبههاي عربي»، ج1، ص 73، ج 8، ص 96) يا «استقبال» (نک: همان، ج 17، ص 338) ناميده ميشد. در ميان لغتنويسان اسلامي، ابنسيده (متوفي458؛ ج2، ص 378ـ380، 387ـ397) درباره نامهاي دهگانه روزهاي ماه و نام بخشهاي گوناگون روز و شب مفصلترين گزارش را آورده است.
بر اساس اسناد تاريخدار، در ايران دوره اشكاني و ساساني نامگذاري روزهاي ماه با نامهاي سيگانه فارسي ميانه صورت ميگرفته است (براي آگاهي از اين نامها كه همان نام روزهاي ماه در گاهشماري زردشتي ميباشند نک: جدول 4). در ايران پس از اسلام نيز فهرستي از نام روزهاي ماه در گاهشماري جلالي وجود دارد (براي آگاهي از اين گاهشماري نک: ادامه مقاله، بخش4، قسمت ب: 4). امروزه نيز زردشتيان ايران در گاهشماري خود همچنان از روش نامگذاري روزهاي ماه با نامهاي فارسيميانه استفاده ميكنند.
سومين ركن هر گاهشماري مفهوم «سال» است كه به دو نوع شمسي و قمري تقسيم ميشود و هر يك از آنها نيز اقسامي دارند، اما فقط معدودي از اين اقسام در گاهشماريهاي رايج درسرزمينهاي اسلامي به كار رفتهاند. در گاهشماريهاي قمري، طول سال، با توجه به طول ماه، 354 روز و 8 ساعت و 48 دقيقه (فرغاني، ص 2) محاسبه ميشده، اما براي محاسبه طول سال شمسي به رصدهاي متوالي و دقت بيشتري نياز بوده است.ستارهشناسان مسلمان راجع به اقسام سال شمسي توضيح دادهاند، اما «سال اعتدالي» (بازگشت سالانه خورشيد از يكي از نقاط اعتدالين يا انقلابين به همان نقطه) متداولترين و مهمترينقسم سال شمسي بوده و عموما از واژه «سال» به همين مفهوم استفاده ميشده است. سال اعتدالي را «سال حقيقي» نيز ميناميدهاند (نک: بتاني، ص 63). طول سال اعتدالي، بسته به ميزان دقت رصدكنندگان آن، متغير بوده و بررسي سير اين رصدها نشان ميدهد كه در اندازهگيري آن بتدريج دقت بيشتري اعمال ميشده است.
مسلمانان نخستينبار از طريق ترجمه مجسطي بطلميوس با طول سال اعتدالي آشنا شدند. اندازهاي كه بطلميوس (گ 34 رـ36 ر) به دست داده، 365 روز و 5 ساعت و 55 دقيقه و 12ثانيه است. ستارهشناسان مسلمان براي بهدست آوردن اندازه طول متوسط سال اعتدالي رصدهاي فراواني كردند. از بين اين ستارهشناسان، اندازهاي كه بتاني (متوفي 317؛ ص 63ـ64) به دست آورد (365 روز و 5 ساعت و 46 دقيقه و 24 ثانيه) بسيار مورد توجه قرار گرفت و بسياري از ستارهشناسان ديگر (مثلا محمد بن ايوب طبري، گ 14 پ) براي رصدهاي خود از آن استفاده ميكردند و آن را مقدار دقيق سال اعتدالي ميدانستند. بتاني (ص 61ـ64) از تكامل رصد طول سال اعتدالي، با ذكر چند نمونه از كار رصدكنندگان تا زمان خود، گزارش نسبتا دقيقي داده است كه ستارهشناسان ديگر (مثلا محمدبن ايوب طبري، گ 13 پ ـ16 ر) نيز همان را نقل كردهاند. به نوشته غياثالدين جمشيد كاشاني (گ 8 پ)، طول سال اعتدالي نزد تركان آسياي ميانه، 365 روز و 5 ساعت و 50 دقيقه و 47 ثانيه بوده است. در گاهشماريهايي كه طول سال، بر اساس شمارش تعداد معيني از روزها محاسبه ميشود (مثلا درگاهشماري زردشتي و قبطي)، اين مدت برابر 365 روز است (فرغاني، ص 4ـ5). بديهي است در اين گاهشماريها آغاز سال نسبت به فصلها بتدريج تغيير ميكند (براي آگاهي بيشتر درباره اين مفاهيم نگاه کنيد به احيايي، ص122).
در گاهشماريهاي قمري، آغاز سال معطوف به موقعيت نجومي خاصي نيست و با گذشت يك دوره دوازده ماهه، سال جديد آغاز ميشود، اما در گاهشماريهاي شمسي يا شمسي ـ قمري، آغاز سال عموما مقارن رسيدن خورشيد به نقطه اعتدال بهاري يا پاييزي است. تنها در گاهشماري تركان آسياي ميانه، رسيدن خورشيد به نيمه برج دلو آغاز سال به شمار ميآمده است. به نوشته غياثالدين جمشيدكاشاني (همانجا)، تركان آسياي ميانه موقعيت اعتدالين يا انقلابين را نه در آغاز فصول، بلكه در اواسط هر فصل ميدانستهاند.در گاهشماريهاي گوناگون، براي گردآوري كسر ساعتهاي روزهاي سال و تبديل آنها به يك يا چند روز، عموما چند روش خاص وجود داشته است. اين كار براي ثابت كردن آغاز سال در يك موقعيت خاص فصلي، انجام ميشده است.
چهارمين و مهمترين ركن هر گاهشماري، «مبدأ» آن است؛ يعني، مشخص كردن فاصله زماني وقايع با هر زمان قبل و بعد از آن بر اساس يك نقطه زماني ثابت. مبدأها را ميتوان به دو دسته كلي تقسيم كرد: تكرار شونده و ثابت. مبدأهاي تكرار شونده به ويژه در ايران دوره هخامنشي و ساساني كاربرد داشتهاند (براي آگاهي از جزئيات اين گاهشماريها و مبدأهاي آن نک: ادامه مقاله، بخش 4، قسمت الف). در اين روش، عموما آغاز پادشاهي پادشاهان، مبدأ قرار ميگرفته و با آغاز سلطنت هر پادشاه، مبدأ تقويم نيز تجديد ميشده است. ايرانيان اين شيوه مبدأشماري را از بابليان آموخته بودند (عبداللهي، 1366 ش، ص 109ـ110). در زمان بابليان، از آغاز پادشاهي هر پادشاه در هر موقع سال تا آغاز ماه اول سال جديد (در گاهشماري بابلي: اول نيسانو)، سال جلوس بود و از اول نيسانو تا آغاز نيسانوي بعد، سال اول پادشاهي به شمار ميآمد.
در مبدأهاي ثابت، گاهشماري از يك مبدأ ثابت (عموما واقعهاي تاريخي يا شبه تاريخي و اسطورهاي يا رخدادي طبيعي) آغاز ميشده است. استفاده از اين روش، بين اقوام و سرزمينهاي اسلامي عموميت بسيار يافت. تقريبا در تمامي دوران تاريخ ايران پس از اسلام و نيز در تمامي اسناد مدارك تاريخداري كه در شبهجزيره عربستان يافت شده، اينگونه مبدأشماري رواج داشته است. تنها استثنا، دوره دهساله بين هجرت تا وفات پيامبر اكرم است كه، هر سال آن بر اساس نامي كه بر آن نهاده شده بود، شمرده ميشد (براي آگاهي از نام اين سالها نک: ابوريحان بيروني، 1923، ص 31). با توجه به بحثهاي مختلف درباره رسميت يافتن زمان هجرت پيامبر اسلام صليالله عليهوآلهوسلم از مكه به مدينه به عنوان مبدأ تاريخ اسلامي، تعيين اين مبدأ تقريبا بلافاصله پس از دوره ده ساله مذكور تأييد ميشود (براي آگاهي از چگونگي وضع اين مبدأ نک: ادامه مقاله، بخش 3، قسمت ب). اين مبدأ، عموميترين مبدأ گاهشماري اسلامي است و تا عصر حاضر در جوامع اسلامي به كار ميرود.
از ميان مبدأهاي گوناگوني كه در سرزمينهاي اسلامي رواج داشته، كهنترين آنها، مبدأ آفرينش عالم است كه ايرانيان و يهوديان و تركان آسياي ميانه، هر يك زماني را براي آن درنظر گرفته بودند، دورترين مبدأ متعلق به تركان آسياي ميانه است. به زعم آنها از عمر عالم 8863 «ون» (هر ون، برابر دههزار سال) گذشته است (نک: نصيرالدين طوسي، زيج ايلخاني، گ 5 ر؛ غياثالدين جمشيد كاشاني، گ 9 ر؛ براي آگاهي از ديگر ويژگيهاي گاهشماري تركان آسياي ميانه نک: ادامه مقاله، بخش 6).
ايرانيان پيش از اسلام عقيده داشتند كه عمر جهان دوازده هزار سال است (ابوريحان بيروني، 1923، ص 14) متشكل از چهار دوره سه هزار ساله يا دوازده دوره هزار ساله. در متون زردشتي (مثلا بندهش، ص 154ـ156) رويدادهاي مهم (مثلا، آفرينش انسان، پادشاهي بسياري از پادشاهان، سلسلههاي مهم پادشاهي و حمله اعراب) نسبت به آغاز اين دوره بزرگ، تاريخگذاري شدهاند.
يكي از مهمترين مبدأهاي آفرينش، كه بسياري از دانشمندان مسلمان به آن اشاره كردهاند، مبدأ آفرينش عالم به نظر يهوديان بوده است. به نوشته ابوريحان بيروني (1373ـ 1375، ج 1، ص 195) بين زمان آفرينش عالم به نظر يهوديان و مبدأ گاهشماري اسكندري (= سلوكي؛ نک: ادامه مقاله، بخش 7)، 3447 سال فاصله است و مبدأ گاهشماري اسكندري نيز 312 سال پيش از مبدأ ميلادي وضع شده است. بنابراين، بين مبدأ گاهشماري يهودي و گاهشماري ميلادي 3760 سال فاصله وجود دارد. امروزه نيز يهوديان قائل به اين فاصلهاند (نک: واژههاي فرهنگ يهود، ص 125ـ126؛ نيز نک: ادامه مقاله؛ بخش 8). همانگونه كه ابوريحان بيروني (1923، ص 15) اشاره كرده، احتمالا اختلافات ديني باعث رواج تاريخهاي متعدد براي مبدأ آفرينش عالم شده است. ابوريحان بيروني (همانجا) از اختلاف يهوديان و مسيحيان در اين مورد سخن گفته و مسعودي (ج 2، ص 415) و محمدبن جرير طبري (ج 2، ص 235ـ 238) براي اين مبدأ تاريخهاي گوناگوني ذكر كردهاند. به نوشته ابوريحان بيروني (1923، ص 13ـ14)، فاصله بسيار زياد بين اين زمانها باعث آميخته شدن دروغ و اسطوره با واقعيت شده است.
به جز مبدأ آفرينش عالم، مبادي ديگري نيز در آثار تاريخي و نجومي ذكر شده است. در ترجمه كهني از مجسطي (بطلميوس، گ 34 ر ـ 36 ر)، شرح مبسوطي درباره گاهشماري قبطي (= بُختُنَصَّري) آمده است. يحيي بن ابيمنصور (ص 4ـ 8) از گاهشماريهاي عربي (هجري قمري) و سرياني و فارسي (يزدگردي) نام برده و كثيرالدين فرغاني (ص3ـ7)، علاوه بر مبدأهاي مذكور، به مبدأ رومي نيز پرداخته است. حبش حاسب (گ 8 ر ـ 12 ر)، كه اثر خود را احتمالا هم زمان با فرغاني (قرنسوم) يا پس از او نوشته، علاوه بر مبادي مذكور، به مبادي معتضدي، اَغُسطُس (آوگوستوس) نخستين امپراتور روم (زندگي 63قم ـ 14 ميلادي) و ديوقلطياني (دقلطيانوس/ ديوكلتيانوس، امپراتور روم در 284 ميلادي) نيز اشاره كرده است (براي آگاهي بيشتر درباره اين مبادي نک: عبداللهي، 1366ش، ص250ـ251).
مفصّلترين گزارش در مبادي گوناگون تاريخي در نوشتههاي دانشمندان اسلامي، از آن ابوريحان بيروني است. وي به شرح بسياري از گاهشماريها پرداخته و گذشته از مبادي دهگانهاي كه از آنها نام برده (1923، ص 137)، نوشتههايش درباره گاهشماري يهودي (نک: همان، ص 52ـ59؛ همو، 1373ـ1375، ج 1، ص 180ـ226) مفصلترين شرح اين گاهشماري به شمار ميآيد.
درباره مبادي مورد استفاده اعراب نيز بيش از همه قلقشندي (ج 6، ص 237ـ240) توضيح داده و با احتساب گاهشماري هجري قمري و يزدگردي، جمعاً 21 مبدأ را از قديمترين زمان تا رواج گاهشماري هجري قمري شرح داده است. بعضي از اين مبادي همانهايي است كه مسعودي (ج 2ص 415ـ416) و محمدبن جرير طبري (ج 1، ص 235ـ 238) نيز آنها را ذكر كردهاند.
اگر چه مبادي متعددي در سرزمينهاي اسلامي به كار گرفته ميشده، نام ماههاي سال متفاوت نبوده و مجموعهاي از نام ماهها به طور مشترك در گاهشماريهايي با مبدأهاي گوناگون بهكار ميرفته، در حالي كه ترتيب ماهها در آن گاهشماريها يكسان نبوده است؛ ازينرو، يك نام در چند گاهشماري، در مواقع گوناگون سال قرار ميگرفته است. به طور كلي، گونههاي نام ماهها را ميتوان تقسيم كرد به: ماههاي قمري، در تقويم هجري قمري؛ فارسي ميانه، در گاهشماري يزدگردي و گاهشماري هجري شمسي؛ قبطي (ماههاي مصري باستان) در چند گاهشماري، از جمله در گاهشماري قبطي؛ سرياني (بر اساس ريشه بابلي نامهاي ماه) مورد استفاده در چند گاهشماري، از جمله در گاهشماري سلوكي و بُختُنَصَّري و رومي، بر اساس نام لاتيني ماههاي سال كه كمتر در سرزمينهاي اسلامي رواج داشته است (فرغاني، ص1ـ5). با اينكه ذكر نام ماههاي هجري و رومي به هنگام ذكر يك واقعه يا رويداد تاريخي، نوع گاهشماري را نشان ميدهد، شناسايي نوع گاهشماري در مواردي كه نام ماهها سرياني يا ايراني يا قبطياند، بسيار مشكل است و اگر نام سرياني ماهها، بدون ذكر ساير اركان گاهشماري، به كار رفته باشد، شناسايي گاهشماري تقريبا غيرممكن است.
نام ماههاي سرياني ــ كه در اصل، برگرفته از صورت بابلي نام ماههاي سال و قرائتهاي گوناگون آرامي آنها بوده است (براي آگاهي از صورت اشتقاقي اين نامها و ريشه آنها نک: >فرهنگ آشورشناسي<، ذيل "kalender"؛ براي آگاهي از نام ماهها در گاهشماري سرياني بر اساس متون اسلامي نک: جدول 1) ــ در گاهشماريهاي متعددي به كار رفته است، از جمله در گاهشماري يهودي (نک: ادامه مقاله، بخش 8)، گاهشماري سلوكي (نک: ادامه مقاله، بخش 7) و گاهشماري سرياني ـ مقدوني (گاهشماري رايج در كليساي سرياني شرق). به همين سبب، در آثار بسياري از نويسندگان اسلامي (مثلا مسعودي، ج2، ص337ـ 339، 340ـ 342) اين ماهها به ترتيبهاي گوناگون آمدهاند. ابوريحان بيروني نيز (1934، ص 168) به اختلاف ترتيب ماههاي سرياني در گاهشماريهاي سرياني و سلوكي اشاره كرده است (براي چند نمونه از گاهشماريهايي كه در آنها نام ماههاي سرياني به كار رفته است نک: ادامه مقاله، بخش 3، قسمت الف).
