گاهشماری در ایران
مطالعهٔ ارکان و مبادی گاهشماریهای رایج در ایران، تفاوتهای اساسی آنها را در مقاطع تاریخی پیش و پس از اسلام نشان میدهد. در این بخش از مقاله، سیر تحول گاهشماری در ایران به سه بخش پیش از اسلام، از ورود اسلام تا قرن نهم هجری و از قرن نهم هجری تا کنون تقسیم شده است. هر کدام از این بخشها نیز در اجزای کوچکتری، شامل انواع گاهشماریهای مرسوم در هر یک از مقاطع تاریخی بررسی میشود. این تقسیمبندی در مورد تاریخ تحول گاهشماری در ایران پس از اسلام، از آن جهت اعمال شده است که مهمترین گاهشماریهای ایرانی (از جمله گاهشماریهای یزدگردی، جلالی، خانی) تا قرن نهم هجری قمری به وجود آمدند و رواج یافتند. از قرن نهم تا چهاردهم گاهشماری هجری قمری رایجترین گاهشماری در ایران بود و در طی این دوره زمانی، گاهشماری مهم دیگری که در این مقاله قابل ذکر باشد، در ایران به وجود نیامد و تنها دگرگونیهای مهمی در قرن حاضر منجر به وضع چند نمونه گاهشماری جدید شد. در این بخش، تنها گاهشماریهایی معرفی میشوند که بیانگر مفهوم «گاهشماری ملی» و کاربرد هر یک از گاهشماریها در ایراناند (برای گاهشماریهای ایرانی که بر اساس مبادی قومی ـ ناحیهای تنظیم شدهاند نک: همین بخش از مقاله، قسمت د).
الف) گاهشماری در ایران پیش از اسلام
-
قدیمیترین گاهشماری ایرانی
-
گاهشماری در دوره هخامنشی
-
گاهشماری در دوره اشکانی
-
گاهشماری در دوره ساسانی
-
قدیمیترین گاهشماری ایرانی
در بررسی گاهشماری ایرانی در دوره پیش از تشکیل امپراتوری هخامنشی، که از آن به قدیمیترین گاهشماری ایرانی نیز تعبیر میشود، توجه به ماهیت تقسیمبندی سرزمین ایران به دو بخش شرقی و غربی، که بهویژه از نظر زبانی با هم تفاوتهای بسیار دارند، ضروری است. پژوهش درباره گاهشماری در این دوره محدود میشود به برخی منابع بابلی برای گاهشماری بخش غربی در همسایگی بینالنهرین و معدود منابعی که پس از اسلام، درباره گاهشماری بخش شرقی نگاشته شده است. در این دوره، مهمترین عامل برای طراحی گاهشماری، در نجد ایران، ورود ساکنان آن به مرحلهای از اقتصاد مبتنی بر کشاورزی بوده است، چرا که در جوامع کشاورزیمدار، وجود نوعی گاهشماری شمسی برای تعیین موقعیت خورشید و به دست آوردن زمان تقریبی فصول بسیار ضروری است (هارتنر، ص 720). در حالی که همسایگی با بینالنهرین و تماس دائم ساکنان غربی نجد ایران با تمدن بابل سبب شد تا ایرانیان، بسیاری از اجزای گاهشماری بابلی را اخذ کنند که در نتیجه، نوعی گاهشماری شمسی ـ قمری در نواحی غربی ایران رواج یافت (برای آگاهی بیشتر در این زمینه و شواهد باستانشناختی این گاهشماری در آثار ایرانی پیش از تاریخ نک: همان، ص 720ـ744). این تأثیرپذیری در دوره شاهنشاهی هخامنشی نیز ادامه یافت (نک: ادامه همین بخش از مقاله، قسمت 2).
در نواحی شرقی ایران، رواج گونهای گاهشماری شمسی که با گاهشماری زرتشتی شباهتهایی دارد، تنها به استناد نوشته بیرونی (1923، ص 11) تأیید میشود. بر اساس نوشته ابوریحان بیرونی در این گاهشماری، طول متوسط سال 365 روز و یک چهارم روز در نظر گرفته میشده و هر سال شامل دوازده ماه سیروزه بوده است. برای توالی کبیسههای این گاهشماری، پس از هر شش سال یک ماه کبیسه برای جمعآوری پنج روز خارج از ماههای سال، و پس از گذشت 120 سال یک ماه برای جمعآوری کسری ششساعتی روزهای سال اعمال میشده است. طبق همین نوشته ابوریحان بیرونی، سال صد و بیستم (موعد برگزاری دو کبیسه) نزد ایرانیان گرامی بوده و آداب خاصی داشته است (برای آگاهی بیشتر نک: عبداللهی، 1366 ش، ص 93ـ103).
-
2-گاهشماری در دوره هخامنشی
از گاهشماریهای احتمالی ایرانی در دوره پیش از هخامنشیان اطلاعات مهمی در دست نیست، درباره گاهشماری دوره هخامنشی منابع متعددی وجود دارد. مهمترین این منابع، از نظر قدمت، عبارتاند از: کتیبه داریوش اول در بیستون، «الواح خزانه و باروی تخت جمشید» و تعدادی هاون و دستههاون که آنها را اشیاء مذهبی نامیدهاند. در کتیبه بیستون، نام نه ماه از ماههای گاهشماری هخامنشی ذکر شده (كنت، ص 161) و فهرست این نامها، بر اساس الواح خزانه تخت جمشید، کامل شده است (هالوک، ص 74). همچنین، نام این ماهها در متنهای سهگانه کتیبه بیستون، به فارسی باستان، به عیلامی در نگارشی نزدیک به نامهای فارسی باستان و به بابلی ذکر شده است (برای فهرست تطبیقی نام ماهها در این کتیبه سهزبانه نک: کینگ و تامپسون، ص 37ـ38؛ کامرون، ص 44ـ45؛ هالوک، همانجا؛ برای نام بابلی ماهها نک: گرینفیلد و پورتن، ص 6ـ14؛ فوکتلندر، ص 56ـ60؛ نیز نک: جدول 3). مشابهت نام این ماهها در متنهای عیلامی و فارسی باستان کتیبه بیستون، دلیلی بر آن است که هخامنشیان ارکان گاهشماری شمسی ـ قمری بابلی را، به واسطه عیلامیان، اخذ کردهاند (عبداللهی، 1366 ش، ص 121). صورت دیگری از نام ماههای سال با ریشه عیلامی نیز به دست آمده که تنها در الواح خزانه تخت جمشید به کار رفته و با نامهای عیلامی کتیبه بیستون تفاوت دارد (برای آگاهی از این نامها نک: هالوک، ص 74ـ75). میزان استفاده از این نامها در الواح خزانه، که به مراتب از نامهای فارسی باستان موجود در آنها کمتر است، و محدوده جغرافیایی خاصی که این نامها در آن رواج داشتند، نشان میدهد که در منطقه مورد استفاده از آنها زبان فارسی باستان هنوز کاملاً رواج نداشته و به زبان عیلامی، در کنار این زبان، تکلم میشده است.
درباره معنا و اشتقاق نامهای فارسی باستان ماههای سال، در گاهشماری هخامنشی که در کتیبه بیستون و الواح خزانه تخت جمشید ذکر شده، آراء گوناگونی وجود دارد. هینتس (ص 64ـ70) درباره معنا و اشتقاق این نامها گزارش مختصری از آراء برخی زبانشناسان آورده است.
مهمترین رکن گاهشماری هخامنشی، که در دورههای تاریخی بعدی در گاهشماریهای رایج در ایران تکرار نشد، چگونگی آغاز سال (به عنوان مبدأ گاهشماری) و نیز موضوع اعمال کبیسههاست. در گاهشماری هخامنشی، به تقلید از گاهشماری بابلی، مبدأ شمارش سالها آغاز پادشاهی هر پادشاه بود که بر اساس آن شمارش سالها با روی کار آمدن پادشاه جدید، بار دیگر از یک آغاز میشد؛ با این توضیح که از هنگام آغاز سلطنت هر پادشاه تا اولین روز اولین ماه سال بعد (در گاهشماری هخامنشی: اول آدُوکَنَیشه)، سال جلوس و از این زمان تا اول آدُوکَنیشه بعدی، سال اول سلطنت محسوب میشد (عبداللهی، 1366 ش، ص 109ـ110) و این شمارش تا پایان هر دوره پادشاهی ادامه پیدا میکرد.
طول سال در گاهشماری هخامنشی، با توجه به رواج گونه ایرانیشده گاهشماری شمسی ـ قمری بابلی، در سالهای عادی 354 یا 355 روز و در سالهای کبیسه 383 یا 384 روز محاسبه میشد (همان، ص 113). در مورد کبیسهگیری در این گاهشماری نیز آراء گوناگونی وجود دارد که طبق یکی از آنها تا 367 قم آرايه منظمی برای اعمال کبیسه برابر روش کبیسهگیری شمسی ـ قمری بابلی (یعنی اجرای هفت ماه کبیسه در نوزده سال) وجود نداشته، اما از این زمان روش یاد شده با آرايه منظمی در همین دوره نوزدهساله اعمال شده است (همان، ص 124). این گمان نیز وجود دارد که ایرانیان تا 527 قم، یعنی نوزدهمین سال پادشاهی داریوش اول، از دورههای کبیسهگیری سه ماه در هر هشت سال استفاده میکردند و از این سال به بعد دوره نوزدهساله را جانشین آن کردند (نک: هارتنر، ص 747). آرايه کبیسههایی که پارکر و دوبرستاین (ص 29ـ36) برای سراسر دوره هخامنشی ارائه کردهاند، همین تغییر در دورههای کبیسهگیری را نشان میدهد.
طول سال در گاهشماری هخامنشی، با توجه به رواج گونه ایرانیشده گاهشماری شمسی ـ قمری بابلی، در سالهای عادی 354 یا 355 روز و در سالهای کبیسه 383 یا 384 روز محاسبه میشد (همان، ص 113). در مورد کبیسهگیری در این گاهشماری نیز آراء گوناگونی وجود دارد که طبق یکی از آنها تا 367 ق.م آرايه منظمی برای اعمال کبیسه برابر روش کبیسهگیری شمسی ـ قمری بابلی (یعنی اجرای هفت ماه کبیسه در نوزده سال) وجود نداشته، اما از این زمان روش یاد شده با آرايه منظمی در همین دوره نوزدهساله اعمال شده است (همان، ص 124). این گمان نیز وجود دارد که ایرانیان تا 527 ق.م، یعنی نوزدهمین سال پادشاهی داریوش اول، از دورههای کبیسهگیری سه ماه در هر هشت سال استفاده میکردند و از این سال به بعد دوره نوزدهساله را جانشین آن کردند (نک: هارتنر، ص 747). آرايه کبیسههایی که پارکر و دوبرستاین (ص 29ـ36) برای سراسر دوره هخامنشی ارائه کردهاند، همین تغییر در دورههای کبیسهگیری را نشان میدهد.
اگرچه متأخرترین لوح از مجموعه الواح خوانده شده خزانه تخت جمشید، متعلق به سال پنجم حکومت اردشیر اول (کامرون، ص 192ـ196)، کاربرد نام ماههای فارسی باستان را تا آن زمان (460 ق.م) تأیید میکند و با تأکید بر اشیای مذهبی یافته شده در تختجمشید، کاربرد گاهشماری شمسی ـ قمری بابلی، با توجه به تکرار شمارش مبدأ سالها از آغاز پادشاهی هر شاه هخامنشی و در مورد اشیای مذهبی تا سال بیست و نهم حکومت اردشیر اول (سال 436 ق.م) را تأیید میکند (بومن، ص 122ـ123)، به نظر بسیاری از متقدمان و معاصران (از متقدمان تقیزاده، ج 10، ص 115ـ116؛ معین، ص 1ـ3 و از معاصران: بیرشک، ص 594 ـ 595) نوعی گاهشماری صرفاً شمسی، با نام مجعول گاهشماری اوستایی جدید، به کار میرفته که در اوایل حکومت داریوش اول تنظیم شده بوده است (نیز نک: اکرمی، ص 38). اگرچه در حدود قرن پنجم پیش از میلاد، نوعی گاهشماری شمسی، با نام ماههایی شبیه به نام زرتشتی ماههای سال، در منطقه شمالغربی ایران، در کاپادوکیه، رواج داشته است (ایرانیكا، ج 4، ص 663)، با استناد به اسنادی که ذکر شد، رواج این گاهشماری در ایران دوره هخامنشی به هیچ وجه تأیید نمیشود (برای آگاهی بیشتر درباره گاهشماری دوره هخامنشی نک: عبداللهی، 1366 ش، ص 104ـ132).
پس از حمله اسکندر به ایران (سده چهارم پیش از میلاد)، نوعی گاهشماری با بعضی ارکان یونانی (از جمله مبدأ گاهشماری) و نیز بعضی ارکان گاهشماری شمسی ـ قمری بابلی در ایران رواج یافت که به گاهشماری سلوکی مشهور است. اسناد دارای تاریخ گاهشماری سلوکی، در نقاط متعدد تحت تسلط سلوکیان در ایران و بینالنهرین و شام پراکندهاند. از این رو، بحث درباره گاهشماری سلوکی در این مناطق، در کنار سایر مشخصههای این گاهشماری، در بخش 7 این مقاله صورت میگیرد.
3-گاهشماری در دوره اشکانی
وسعت امپراتوری اشکانی، دوره تقریباً طولانی حکمرانی این سلسله بر ایران (حدود 250 ق.م ـ 226 میلادی) و انواع گوناگون گاهشماریهای رایج در این دوره، این بخش از تاریخ ایران را به بخش مهمی در بررسیهای گاهشناسی بدل کرده است؛ بویژه آنکه بعضی ارکان گاهشماری زرتشتی نخستینبار در این دوره دیده میشود (نک: ادامه همین بخش از مقاله). ارکان پارهای از گاهشماریهای رایج در دوره اشکانی، به سبب کمبود منابع، به طور کامل قابل شناسایی نیست. بررسی اسناد تاریخدار این دوره، یا اسنادی که دستکم یکی از ارکان گاهشماری بر آنها درج شده باشد، یعنی سکهها، اسناد تاریخدار بابلی، پوستنوشتههای دورا ـ اروپوس، سفالشکستههای نسا و بعضی کتیبههای دوزبانه، نشان میدهند که در دوره اشکانی انواع گاهشماریهای سلوکی (با نام مقدونی یا بابلی ماهها)، اشکانی (با مبدأ اشکانی و با نام مقدونی ماهها) و گونهای گاهشماری زرتشتی (با مبدأ اشکانی و نام ماههای فارسی میانه) رواج داشته است.
جدول 3 ـ نام ماههای سال در گاهشماری هخامنشی (فارسی باستان) و معادل عیلامی قدیم و عیلامی جدید و بابلی آنها بر اساس کتیبه بیستون و الواح خزانه تخت جمشید
| ردیف |
فارسی باستان |
عیلامی قدیم |
عیلامی جدید |
بابلی |
| 1 |
آدوکَنَیشَه |
زیکلی |
هَدُوکَنَّش |
نیِسَنُّو |
| 2 |
ثُورَ واهَرَ |
زَرپَکیم |
تُورمَر |
ایّارو |
| 3 |
ثایگرَچِش |
هَدَر |
ساکُورَیزیش |
سیمَنُّو |
| 4 |
گرمَپَده |
هَلّیمِه |
کَرَمبتَش |
دُوئوزو |
| 5 |
دارَن باجیش |
زیلَّتَم |
تُورنَبزیش |
آبو |
| 6 |
کارباشیَش |
بِلیلیت |
کَرَبشیَش |
اُولولو |
| 7 |
باگیادِش |
مَنشَریکی |
بَکیَتیش |
تَشریتو |
| 8 |
ورکَزَنه |
لَنگِلی |
مَرشَنَش |
اَرَهسَمنَه |
| 9 |
آثریادیه |
شیبری |
هَشییَتیش |
کیسیلیمُو |
| 10 |
آنامَکه |
شِرمی |
هَنمَکَش |
تِبِتو |
| 11 |
ثویووا |
کُوت مَهمَه |
سَمییمَش |
شَباتو |
| 12 |
وییَخنه/وییَخنه |
اَشهتوکپی |
میَهکَنّش |
اَدّارو |
در سالهای نخستین سلسله اشکانی، تحت تأثیر حمله اسکندر و دوره یونانیمآبی، گاهشماری سلوکی با نام ماههای مقدونی، بویژه بر روی سکههای اشکانی، کاربرد داشت (عبداللهی، 1366 ش، ص 138). گاهشماری دیگر در این دوره، گاهشماری اشکانی با مبدأ اشکانی و نام ماههای مقدونی بوده که بویژه پوستنوشتههای دورا ـ اروپوس با این گاهشماری و گاهشماری سلوکی تاریخگذاری شده است (همان، ص 157ـ158).
گاهشماری اشکانی تنها در مبدأ با گاهشماری سلوکی متفاوت بود (همان، ص 158). مبدأ گاهشماری اشکانی آغاز سلطنت اشک اول (250ـ 248 ق.م) و مصادف با سال شصت و پنجم سلوکی بود. کهنترین سند تاریخدار با گاهشماری اشکانی متعلق به سال شصت و هشتم این گاهشماری است. با توجه به اسناد تاریخدار، گاهشماری اشکانی تا پایان حکومت این سلسله کاربرد داشته، در حالی که یکی از ارکان آن، یعنی نام ماهها، در اسناد متأخرتر تغییر نموده است. متأخرترین سند با مبدأ گاهشماری اشکانی و نام مقدونی ماهها، سنگنوشتههای دورا ـ اروپوس، متعلق به سال 368 اشکانی/120ـ121 میلادی، است (ولز و دیگران، ص 10).
گاهشماری در دوره اشکانی
بخشی از مهمترین دانستههای ما درباره گاهشماریهای دوره اشکانی، مجموعه سفالشکستههای نسا است که در نیمه اول قرن بیستم میلادی از حوالی شهر گمشده نسا در ترکمنستان بهدست آمد. این سفالشکستهها که عمدتاً متعلق به خمخانه شاهی بودهاند، اسناد تاریخداری را در محدوده زمانی 151 ق.م تا 13 میلادی دربر میگیرند. مبدأ گاهشماری که بر آنها ذکر شده، همان مبدأ گاهشماری اشکانی است و نام ماههای سال نیز نام ماههای پارتی (پهلوی اشکانی) است که بعداً در دوره ساسانی بهصورت فارسی میانه بهکار رفته و امروزه نیز در گاهشماری هجری شمسی کاربرد دارد.
این نامها نوع گاهشماری بهکار رفته در این اسناد را روشن میکنند. برخلاف سایر گاهشماریهای دوره اشکانی که در آنها طول سال بر اساس گاهشماری سلوکی (که خود برگرفته از گاهشماری شمسی-قمری بابلی بوده و بر اساس سالهای قمری محاسبه میشده) بوده است، در این اسناد نوعی گاهشماری شمسی بهکار رفته است. این موضوع نیازمند بررسی است که گاهشماریهایی که طول سال در آنها بر مبنای سال شمسی محاسبه میشده، از چه زمانی در ایران رواج یافتهاند و آرايه کبیسههای آنها چگونه بوده است.
موضوع استفاده از انواع گاهشماریهای شمسی در دوره پیش از هخامنشی تنها در آثار دانشمندان اسلامی ذکر شده است (نک: همین بخش، قسمت الف: 1)، اما از شناسايي طول سال شمسی در زمان هخامنشیان گزارشهایی وجود دارد، از جمله گزارشی از کوئینتوس کورتيوس روفوس، مؤلف رومی (زندگی در حدود قرن اول میلادی)، که بر اساس آن پیشاپیش سپاه داریوش سوم، 365 مرد جوان، به تعداد روزهای سال، حرکت میکردند (بیکرمان، ص 788ـ789). اگرچه چنین روایاتی بهتنهایی مبین رواج نوعی گاهشماری شمسی در دوره هخامنشی نیست، بحثهای گوناگونی درباره زمان رواج نخستین صورت گاهشماری شمسی یا آرايههای کبیسههای آن صورت گرفته است؛ از جمله رواج گاهشماری با طول سال 360 روز یا 365 روز در آغاز دوره ساسانی (برای آگاهی از خلاصه این بحثها نک: تقیزاده، ج 10، ص 50 ـ53؛ عبداللهی، 1366 ش، ص 177ـ201). اما با استناد به روش اعمال کبیسه یک ماهه در هر 120 سال برای تطبیق فصول در گاهشماریهای «وَهیژکی»، رواج گاهشماریهایی با طول سال شمسی در قرن چهارم پیش از میلاد در ایران تأیید میشود (نک: عبداللهی، 1366 ش، ص 358ـ359، جدول 7).
گاهشماری اشکانی و مستندات آن
تقریباً تمامی سفالشکستههای نسا با گاهشماری اشکانی تاریخگذاری شدهاند که مبدأ آن همان مبدأ اشکانی (آغاز سلطنت اشک اول) است و در گاهشماری سلوکی دوره اشکانی نیز استفاده میشده است. طول سال در این گاهشماری شمسی بوده و نام ماههای سال به صورت پارتی (پهلوی اشکانی) و آرايه روزهای آن دوازده ماه سی روزه و پنج روز "اندرگاه" بوده است. هر یک از روزهای ماه نیز نامی داشتهاند (برای آگاهی از نام روزها در این گاهشماری نک: همان، ص 352ـ353؛ برای آگاهی از نام ماهها نک: جدول 4 و برای نام روزها نک: جدول 5).
کهنترین سند تاریخدار با گاهشماری اشکانی متعلق به سال 97 اشکانی / 151 ق.م است و متأخرترین سند نیز متعلق به سال 235 اشکانی / 13 میلادی است (همان، ص 161).
جدول 4 – نام ماههای سال در گاهشماری زردشتی
| ردیف |
ماه |
| 1 |
فروردین |
| 2 |
اردیبهشت |
| 3 |
خرداد |
| 4 |
تیر |
| 5 |
مرداد |
| 6 |
شهریور |
| 7 |
مهر |
| 8 |
آبان |
| 9 |
آذر |
| 10 |
دی |
| 11 |
بهمن |
| 12 |
اسفندارمذ |
بجز سفالشکستههای نسا، کتیبههای دو زبانه معدودی که از دوران اشکانی بهجا ماندهاند، رواج این گاهشماری را تا پایان کار سلسله اشکانی تأیید میکنند. این کتیبهها که همگی در غرب فلات ایران و در همسایگی بینالنهرین پیدا شدهاند، همچنین نشاندهنده این واقعیت هستند که اشکانیان همراه با توسعه قلمرو خود در غرب و جنوبغربی، گاهشماری خود را نیز در این مناطق رواج دادهاند (همان، ص 202ـ203).
یکی از کتیبهها احتمالاً مربوط به تاریخ تیر 398 اشکانی / 151 میلادی است (پناکتی، ص 173ـ174) و دیگری مربوط به تاریخ مهرروز از اسفندارمذ 462 اشکانی / 215 میلادی (هنینگ، ص 176) است که در زمان حکومت اردوان چهارم، آخرین پادشاه اشکانی، و تقریباً هشت سال قبل از انقراض سلسله اشکانی نوشته شده است. علاوه بر این، با استناد به کتیبه دو زبانه مورخ 398 اشکانی، که تاریخ 462 سلوکی را بر متن یونانی خود دارد (نک: پناکتی، ص 170ـ171)، و سکههای ضربشده در سلوکیه مورخ 539 سلوکی که به آخرین زمامداران اشکانی یا احتمالاً به حرکتی بیسرانجام بر ضد فاتحان ساسانی و به نفع پادشاهی اشکانی مربوط است (بیوار، ص 96ـ97)، رواج گاهشماری سلوکی در ایران تا پایان کار سلسله اشکانی تأیید میشود.
4-گاهشماری در دوره ساسانی
کهنترین اسناد که نشاندهنده استفاده از گاهشماری رسمی دوران ساسانی (گاهشماری زردشتی) است، به دوران اشکانی بازمیگردد. ارکان این گاهشماری با گاهشماری رایج در دوره اشکانی تفاوتهایی دارد. از جمله اینکه مبدأ گاهشماری در دوره ساسانی زمان به تخت نشستن پادشاه بود و از مبدأ ثابت گاهشماری اشکانی استفاده نمیشد. همچنین، دورههای کبیسهگیری در گاهشماری دوره ساسانی بلندمدت بود (نک: ادامه همین بخش)، از اینرو شباهت این گاهشماری با گاهشماری اشکانی تنها در نام ماهها و نام روزهای هر ماه است.
مهمترین اسناد تاریخدار ساسانی که آگاهیهای بسیاری درباره گاهشماری این دوره به دست میدهند، کتیبههای آن دوران (برای فهرست این کتیبهها نک: تفضلی، ص 83 ـ 110)، سکههای ساسانی و نوشتههای دانشمندان اسلامی است. بجز سنگنوشته ابنون که در سال سوم سلطنت شاپور اول (243 میلادی) نوشته شده (طاووسی و فراي، ص 26 ـ 30)، در چند نمونه از دیوارنوشتههای دورا ـ اروپوس نام روزها و ماهها و تاریخ سال (عموماً مربوط به سالهای چهاردهم و پانزدهم سلطنت شاپور اول) نقر شده است (کریلینگ، ص 300 ـ 305). در کتیبه بیشاپور سه مبدأ مختلف متعلق به پادشاهی سه تن از پادشاهان ساسانی کنار هم ضبط شده است. اگرچه در این کتیبه مبدأ آغاز پادشاهی نخستین پادشاه ساسانی، در کنار دو پادشاه دیگر آورده شده (عبداللهی، 1366 ش، ص 214 ـ 215)، کتیبههای دیگر پادشاهان ساسانی کاربرد روش مبدأشماری از زمان به تخت نشستن هر پادشاه را در دورههای بعد تأیید میکند (از جمله نک: تفضلی، ص 95 ـ 96). در این روش، از زمان به تخت نشستن هر پادشاه، در هر موقع از سال، سال اول مبدأ جدید تلقی میشد اما نخستین نوروز، زمان تاجگذاری پادشاه بود (عبداللهی، 1366 ش، ص 215).
موضوع مهم دیگری که مناقشات بسیاری نیز پدید آورده و ماهیت آن از لابلاي این اسناد بهراحتی روشن نمیشود، چگونگی اعمال کبیسه در این گاهشماری است. در حالی که عدهای (از جمله بويس، به نقل دوبلوا، ص 51، پانويس 6) منکر اجرای هرگونه کبیسه در گاهشماری دوره ساسانی هستند، شواهد متعدد کبیسهگیری را تأیید میکند.
جدول 5 — نام روزهای ماه در گاهشماری زردشتی
| ردیف |
روز |
ردیف |
روز |
| 1 |
هرمز |
16 |
مهر |
| 2 |
بهمن |
17 |
سروش |
| 3 |
اردیبهشت |
18 |
رشن |
| 4 |
شهریور |
19 |
فروردین |
| 5 |
اسپندارمذ |
20 |
بهرام |
| 6 |
خرداد |
21 |
رام |
| 7 |
امرداد |
22 |
باد |
| 8 |
دی به آذر |
23 |
دین به دین |
| 9 |
آذر |
24 |
دین |
| 10 |
آبان |
25 |
ارد |
| 11 |
خورشید/خور |
26 |
اشتاد |
| 12 |
ماه |
27 |
آسمان |
| 13 |
تیر |
28 |
زمیاد |
| 14 |
گوش |
29 |
مارسپند |
| 15 |
دی به مهر |
30 |
انیران |
| |
|
|
|
| |
|
|
از ميان نويسندگان دوره اسلامي، احتمالاً پيش از همه مسعودي (ج2، ص345) و سپس ابوريحان بيروني (1923، ص 45؛ همو، 1373ـ1375، ج 1، ص 90) وكوشياربن لُبان (گ 8 پ) از اعمال يك ماه كبيسه در هر 120 سال، در زمان ساسانيان، ياد كردهاند (براي آگاهي از كليه نتايج درباره اين روش كبيسهگيري نک: عبداللهي، 1366 ش، ص 178ـ205، 219ـ240). دستور اجراي اين روش كبيسهگيري حتي به خود زردشت نسبت داده شده است (ابوريحان بيروني، همانجاها)، اما موضوعهاي گوناگوني چون نام ماه كبيسه، چگونگي اجراي اين روش كبيسهگيري و رواج چند گونه گاهشماري با نام ماهها و روزهاي يكسان، درسرزمينهاي زير حكومت ساسانيان، كه تفاوت آنها تنها در اجراشدن يا نشدن كبيسه بوده است، از جمله مسائلي هستند كه بررسي گاهشماريهاي رايج در ايران را در آن دوره تاريخي با مشكل روبرو كردهاند.
چون نقل قولهاي متفاوتي درباره نام ماه كبيسه حتي از يك مؤلف، مانند بيروني، وجود دارد، به نظر ميرسد كه نام اين ماه، در نواحي گوناگون، متفاوت و بنا بر گاهشماريهايي (دستكم دوگونه) كه همزمان در دوره ساسانيان رواج داشتند، نامهاي متفاوتي داشته است (عبداللهي، 1366 ش، ص 182ـ183)؛ بدين ترتيب كه احتمالاً در بعضي مناطق، تكرار نام ماه قبلي و در مناطق ديگر، تكرار نام ماه بعدي بوده است (ابوريحان بيروني، 1373ـ 1375؛ عبداللهي، همانجاها). در مورد ترتيب اجراي كبيسهها نيز اگرچه منابع متعدد از اجراي يك كبيسه يك ماهه در يك دوره 120 ساله خبر ميدهند، منابع چندي (از جمله حسن قمي، ص 146) موعد اجراي كبيسه را هر 116 سال دانستهاند. اين روايتهاي گوناگون احتمالاً نشاندهنده آن است كه دوره اجراي كبيسه درهر 120 سال، زمان متوسط دوره است، نه زمان قطعي و حتميآن (عبداللهي، 1366 ش، ص 181).
يكي از مهمترين وقايع گاهشماري در دوره ساساني، اجراي يك كبيسه مضاعف، يعني افزودن دو ماه به سال به جاي يك ماه، در زمان سلطنت پيروز اول و در حدود 461 ميلادي است. در اين زمان، موعد اجراي كبيسه يك ماهه، بر اساس دوره متوسط 120 ساله، فرا رسيده بود، اما مجريان كبيسه براي جلوگيري از فراموش شدن اجراي كبيسه يك ماههاي كه حدود 120 سال بعد روي ميداد، پيشاپيش كبيسه ديگري اعمال و در اين سال دو ماه كبيسهگيري (در متون اسلامي: كبيسه مضاعف) كردند (براي آگاهي بيشتر نک: عبداللهي، 1366 ش، ص 221ـ 224؛ همو، 1372 ش، ص 44ـ47).
همزمان با اجراي كبيسه مضاعف، رخداد ديگري در گاهشماري ساساني صورت گرفته و آن ابداع نوعي گاهشماري جديد بر اساس گاهشماري زردشتي و اركان آن، به نام گاهشماري خراجي است كه در كنار گاهشماري عرفي ساساني (كه در آن هيچگونه كبيسهاي اعمال نميشد) و گاهشماري وهيژكي (كه در آن در يك دوره حدود120 ساله، يك ماه كبيسه اعمال ميشد؛ براي آگاهي از ماهيت واژه وهيزك/ وهيژكي نک: دوبلوا، ص 42ـ 45) رواج يافت (براي آگاهي بيشتر درباره گاهشماري خراجي نک: همين بخش، قسمتب: 3). آرايه ماههاي سال در دو گاهشماري عرفي و وهيژكي تا زمان اجراي كبيسه يك ماهه اول (378 قم) مطابقت ميكرد، اما اين روش كبيسهگيري باعث بروز يك ماه اختلاف در ترتيب ماههاي دو گاهشماري شد (براي آگاهي از افزايش اختلاف دو گاهشماري طي اجراي كبيسهها نک: عبداللهي، 1366 ش، ص 358ـ 359، جدول 7). اين اختلاف موجب بروز تشتت در نحوه قرار گرفتن «اندرگاه» يا «پنجه» (پنج روز پاياني سال كه در هيچ ماهي قرار نميگرفت و هر كدام نام خاصي داشت) گرديد. اجراي كبيسه مضاعف و رواج گاهشماري خراجي تدبيري بود كه از جمله براي حل اينمشكل انديشيده بودند (براي آگاهي از نام روزهاي اندرگاه كه معمولاً در منابع متقدم يكسان ضبط نشدهاند نک: همان، ص 354؛ كريستوفورتي، ص 31ـ32).
|
| |
|
|
در سال 461 ميلادي و به هنگام اجراي كبيسه مضاعف، پنج روز پاياني سال در گاهشماري عرفي، در پايان اسفند، با پنج روز پاياني شهريور در گاهشماري وهيژكي برابر بود (عبداللهي، 1366 ش، ص 358ـ 359، جدول 7). در اين سال به منظور ابداع گاهشماري خراجي ساساني، پنج روز مذكور از پايان اسفند به پايان آبان عرفي منتقل شد تا دو اندرگاه در گاهشماري وهيژكي و عرفي مصادف شوند (عبداللهي، 1366 ش، ص 225). اين همان موضعي است كه كثيرالدين فرغاني (ص 4) و كوشياربنلبان (گ 8 پ) براي اندرگاه برشمردهاند. عباراتي كه كوشيار (همانجا) درباره موضع اندرگاه آورده است، از جمله ذكر ورود خورشيد به حمل در آذر، حاوي اطلاعات بسيار مهمي در مورد گاهشماريهاي دوران ساساني است كه از يكسو، رواج همزمان گاهشماريهاي وهيژكي و عرفي را در اين دوره تأييد ميكند و از سوي ديگر، بيانكننده تغيير موضع اندرگاه است و درعين حال به آخرين اجراي كبيسه در دوره ساساني اشاره دارد. با مرگ يزدگرد سوم، آخرين پادشاه ساساني، در 651 ميلادي و انقراض پادشاهي ساساني، ديگر كبيسهاي در اين گاهشماري اعمال نگرديد.
با توجه به جدولهاي مقايسهاي درباره تفاوت دو گاهشماري وهيژكي و عرفي (نک: عبداللهي، 1366 ش، ص 358ـ 359، جدول 7)، صحت نوشتههاي كوشياربن لبان تأييد ميشود، چرا كه در 462 ميلادي، نخستين سال پس از اجراي كبيسه مضاعف، اول فروردين در گاهشماري وهيژكي (كه موضع نجومي خورشيد تقريباً مطابق اوايل برج حمل است) با اول آذر در گاهشماري عرفي برابر است. درباره گاهشماريهاي متعدد زمان ساسانيان تحقيقات مهمي صورت گرفته است، از جمله نيبرگ (ص 6ـ 56) مهمترين متون زردشتي را كه حاوي اطلاعاتي درباره گاهشماري زردشتياند، معرفي و به آلماني ترجمه كرده ودوبلوا (1996، ص 41ـ42) منابع اسلامي را در اين زمينه برشمرده است (براي آگاهي بيشتر درباره گاهشماري ساساني نک: عبداللهي، 1366 ش، ص 175ـ245؛ براي بررسي سكههاي ساساني نک: گوبل، ص 5 ـ20).
بر اساس منابع كهن متعلق به زبانهاي ايراني ميانه شرقي و نيز نوشتههاي ابوريحان بيروني، از چند نمونه گاهشماريهاي اقوام ايراني كه در شرق ايران كنوني، ماوراءالنهر، خوارزم و حوزه امپراتوري كوشان زندگي ميكردند، اطلاعاتي در دست است؛ از جمله گاهشماريهاي سغدي و خوارزمي كه ابوريحان بيروني (1923، ص 45ـ 48) به بعضي از اركان آنها نظير نام ماهها و نام روزهاي ماه اشاره كرده است. از گاهشماري بلخي نيز اسناد تاريخدار متعددي باقي مانده است. از مجموعه اين اسناد، كه به خط تخاري نوشته شدهاند، اسناد تاريخداري متعلق به فاصله زماني 110 تا 549 هستند كه بر اساس يك مبدأ ثابت، احتمالاً برابر 342 تا 788 ميلادي (سيمز ـ ويليامز و دوبلوا، ص 149)، تاريخگذاري شدهاند (سيمز ـ ويليامز، ج 1، ص 14ـ19، خلاصهاي از اين اسناد تاريخدار را ذكر كرده و از ص 32 تا 145 ترجمه آنها را به انگليسي به همراه آوانويسي تخاري آنها آورده است). اين مبدأ احتمالاً آغاز پادشاهي يكي از پادشاهان كوشاني بوده است. در اين گاهشماري نيز براي ماههاي سال و روزهاي ماه نامهايي وجود دارد و به دليل باقي ماندن بيش از دوازده نام براي ماههاي سال، احتمالاً هر ماه بيش از يك نام داشته است (سيمز ـويليامز و دوبلوا، ص 152).
گاهشماري بلخي به سبب دارا بودن چند ويژگي، از جمله استفاده از يك مبدأ ثابت در دورهاي نسبتاً طولاني و نيز تداوم استفاده از آن تا اوايل قرن دوم هجري، در ميان گاهشماريهاي ايراني از اهميت بسياري برخوردار است (براي آگاهي بيشتر درباره گاهشماري بلخي نک: سيمز ـ ويليامز و دوبلوا، ص 149ـ164؛ براي مهمترين منابع درباره گاهشماريهاي اقوام شرق ايران نک: همان، ص 164ـ165).
|
| |
|
|
|
| |
|
|
ب) گاهشماري در ايران از ورود اسلام تا قرن نهم هجري قمري
|
| |
|
|
|
| |
|
|
|
| |
|
|
1-. گاهشماري يزدگردي و نخستين كاربردهاي گاهشماري هجري قمري در ايران.
گاهشماري يزدگردي، در كليترين تعريف عملاً ادامه همان گاهشماريهاي دوره ساساني است كه زردشتيان، پس از ورود اسلام به ايران، ابداع كردند. مبدأ اين گاهشماري سال 632 ميلادي/ 11 هجري قمري، هنگام به تخت نشستن يزدگرد سوم آخرين پادشاه ساساني، بود. استفاده از اين گاهشماري، با تغييراتي، هنوز هم در ميان زردشتيان ادامه دارد (نک: ادامه مقاله). گاهشماري يزدگردي، در اصل ادامه گاهشماري خراجي دوره ساساني است كه در461 ميلادي (همزمان با اجراي كبيسه مضاعف) به وجود آمد (عبداللهي، 1366 ش، ص 254). در اين گاهشماري، سال از دوازده ماه سي روزه و پنج روز اندرگاه تشكيل شده و اين پنج روز، بر اساس تصحيحي كه بر گاهشماري وهيژكي صورت گرفته، در پايان آبان قرار داشته است (همانجا؛ نيز نک: ادامه مقاله) اما به علت انقراض سلسله ساساني، كبيسههاي يك ماهه هرگز در اين گاهشماري اعمال نشد. قديمترين سند تاريخدار متعلق به اين گاهشماري كتيبهمزاري به تاريخ سال 6 يزدگردي/ 637 ميلادي است (فراي، ص 155). اشارههايي كه در برخي آثار منجمان اسلامي به گاهشماري فُرس (از جمله فرغاني، ص 4ـ 5) و فارسي (كوشياربن لبان، گ 8 پ) وجود دارد، معطوف به همين گاهشماري است.
يكي از مهمترين ويژگيهاي گاهشماري يزدگردي، نقش آن درحد فاصل زمان انقراض سلسله ساساني و استقرار اسلام در ايران است. در نخستين اسناد تاريخدار ايران بعد از اسلام، عموماً اين گاهشماري به كار رفته است. مهمترين اين اسناد، مجموعه سكههاي عرب ـ ساساني است كه پس از ورود اسلام، در نقاط گوناگون ايران ضرب شدهاند. نخستين نمونههاي موجود اين سكهها در سال 20 يزدگردي31/ هجري قمري در مرو و سيستان ضرب شده است (واكر، ص 3ـ4). همچنين، نمونههايي از اين سكهها متعلق به سال 60 يزدگردي/ 72 هجري قمري است كه در دارابگرد (نزديك داراب فعلي) ضرب شده است (همان، ص28)، اما تقريباً از سال سيام يزدگردي، نمونه سكههايي در ايران به دست آمده كه با گاهشماري هجري قمري ضرب شده است، از جمله سكههايي با تاريخ 41 هجري قمري كه در دارابگرد (همان، ص 25ـ26) و زرنج (همان، ص 52) ضرب شدهاند.
تقريباً در قرن اول هجري، گاهشماري يزدگردي و گاهشماري هجري قمري در كنار هم در ايران استفاده ميشد. از اين زمان به بعد نيز گاهشماري يزدگردي با كاربرد كمتر بر ديگر اسناد تاريخدار، از جمله كتيبههاي متعدد دو زبانه و همچنين نوشتههاي بعضي تاريخنگاران اسلامي ديده ميشود. از جمله مهمترين كتيبههاي دو زبانهاي كه با گاهشماري يزدگردي هم تاريخگذاري شده، كتيبه گنبد قابوس (گنبد كاووس) با تاريخ 397 هجري است كه در آن از 377 يزدگردي با عنوان شمسي ياد شده است (براي آگاهي از متن كتيبه و پژوهشهايي كه درباره آن شده است نک: >گزارش تاريخيكتيبههاي عربي<، ج 6، ص 62). بنا به رأي برخي محققان، در قرن چهارم يزدگردي (375 يزدگردي/ 1006ميلادي)، كبيسهاي چند ماهه در اين گاهشماري اِعمال شده اما بررسي اسناد تاريخدار دو زبانهاي كه پس از آن نگارش يافته، اعمال چنين كبيسهاي را تأييد نميكند (براي بررسي مشروح درباره اين كبيسه فرضي و آراي گوناگون درباره آن نک: عبداللهي، 1366 ش، ص 254ـ 256). بنا به گزارش كوشياربن لبان (گ 8 پ ـ 9 ر) ــ كه اين نوشته او با تفسيري نادرست به منبع اصلي اعمال كبيسه مذكور تبديلشد (براي آگاهي بيشتر نک: عبداللهي، 1366 ش، ص 254) ــ دراين سال پنج روز اندرگاه در گاهشماري يزدگردي، از پايان آبان به پايان اسفند منتقل شد. بهرغم آنكه همه مردم در آن زمان از اينتغيير استقبال نكردند، امروزه محل قرار گرفتن اندرگاه بر مبناي تغيير فوق است (نک: همان، ص 259). با اين جابجايي، درباره موضع اندرگاه رويكرد دوگانهاي در ميان زردشتيان و بعضي نويسندگان اسلامي پديد آمد. در حالي كه عدهاي همچنان اين روزها را در پايان آبان قرار ميدادند، عدهاي ديگر جايگاه آن را در موضع جديد و در پايان اسفند ميدانستند (همانجا). كوشياربن لبان (گ 8 پ) نيز موضع پنجه را در پايان اسفند دانسته است.
امروزه، زردشتيان ايران و هند گاهشماري يزدگردي را به كار ميبرند، اما گاهشماري مورد استفاده آنان با اركان گاهشماري قديمي يزدگردي تفاوتهاي اساسي دارد. اين تفاوتها، در حدود 350 سال پيش، باعث بروز اختلاف ميان گاهشماري يزدگردي مورد استفاده زردشتيان ايران با زردشتيان هند شد. اين اختلاف در 1005 يزدگردي/ 1635 ميلادي، با توجه يكي از موبدان زردشتي مقيم ايران به اختلاف يك ماهه بين گاهشماري يزدگردي زردشتيان ايران با زردشتيان هند بروز كرد (پيتاوالا، پيشگفتار شهمردان، ص 3) و علت آن كبيسه يكماههاي بود كه در قرن يازدهم يا دوازدهم ميلادي، در گاهشماري يزدگردي در هند اعمال شده بود (عبداللهي، 1366 ش، ص 263).
بحثهاي بسياري بين اين دو گروه در تأييد يا رد كبيسه اعمال شده صورت گرفت و در نهايت، گروهي كه وجود كبيسه در گاهشماري يزدگردي را رد ميكردند، خود را «قديمي» ناميدند و از گاهشماري بدون كبيسه استفاده كردند و عدهاي كه اعمال كبيسه را منافي اعمال مذهبي خويش نميدانستند و از اجرايآن حمايت ميكردند، خود را «شاهنشاهي» ناميدند و از گاهشماري كبيسه شده استفاده كردند (همان، ص 263ـ264؛ براي آگاهي از بحثها و كوششهاي صورت گرفته براي حل ايناختلاف نک: پيتاوالا، همان پيشگفتار، ص 3ـ10). اين اختلاف يكماهه در بسياري از اسناد تاريخدار متعلق به گاهشماري يزدگردي پس از اين زمان انعكاس يافته است (براي نمونه نک: اونوالا، ص 67 در بررسي انجامه دستنويسي از دينكرد به تاريخ 1231 يزدگردي).
بررسي تقويمهايي كه زردشتيان ايران طي چند دهه گذشته هر ساله منتشر ميكنند، نشان ميدهد گاهشماري يزدگردي معاصر زردشتي از نظر طول سال و آرايه كبيسهها كاملاً از گاهشماري هجري شمسي پيروي ميكند. چون در گاهشماري يزدگردي روز سيويكم ماه وجود ندارد، طي ششماه نخست هر سال، هر ماهه بين آغاز ماه جديد شمسي و ماه يزدگردي معاصر زردشتي يك روز اختلاف افزوده ميشود. اين اختلاف تنها در پايان سال هجري شمسي و با تطبيق پنج روز اندرگاه با پنج روز انتهايي سال شمسي رفع ميگردد (براي نمونه نک: سالنماي راستي، صفحات مربوط به ماه اسفند). براياعمال كبيسه نيز، بر اساس آرايههاي كبيسهگيري گاهشماري هجري شمسي، در سالهاي كبيسه روز ششمي، به نام «اورداد»، به روزهاي اندرگاه اضافه ميشود (نک: همان، ]ص27[مقدماتي). نام اين روز ششم در متون متقدم زردشتي و آثار متعلق به گاهشماري يزدگردي هيچ سابقهاي ندارد (عبداللهي، 1366 ش، ص 262).
2-گاهشماري مجوسي
پس از كشته شدن يزدگرد سوم (651 ميلادي) و انقراض سلسله ساساني، رويكردهاي گوناگوني در بهكارگيري انواع گاهشماري در ايران به وجود آمد. در حالي كه در بعضي نقاط گاهشماري هجري قمري براي نخستين بار با ضرب سكههاي عرب ـ ساساني متداول شده بود، دستهاي از ايرانيان همچنان گاهشماري خود را با مبدأ به سلطنت رسيدن يزدگرد سوم (گاهشماري يزدگردي) به كار ميبردند (درباره اين گاهشماري نک: همين بخش، قسمت: 1). دستهاي ديگر از ايرانيان گاهشماري خود را با مبدأ درگذشت اين پادشاه (سال 11 يزدگردي/ 632 ميلادي) شمارش كردند. اين گاهشماري كه مبدأ آن مفروضاً زمان جلوس شاه جديد ساساني بر تخت سلطنت بوده است، در متون متعدد، گاهشماري مجوسي يا فارسيه خوانده شده است. نخستين بار ابوحنيفه دينوري (عالم ايراني قرن سوم؛ ص 140) به تاريخ مرگ يزدگرد سوم به عنوان مبدأ گاهشماري اشاره كرده است.
بر اساس نوشتههاي حسن بن محمد قمي (ص 242) و ابوريحان بيروني (1373ـ 1375، ج 1، ص 142) تنها تفاوت اين گاهشماري با گاهشماري يزدگردي در بيست سال فاصله مبدأ آنهاست (عبداللهي، 1366 ش، ص 271). كهنترين سندي كه تاريخ گاهشماري مجوسي دارد، سكهاي است كه در دارابگرد (در سال 26 مجوسي/ 58 هجري قمري) ضرب شده است (نک: واكر، ص 62). بر اساس مهمترين اسنادي كه تاريخ گاهشماري مجوسي بر خود دارند، اين گاهشماري تا سالهاي پاياني قرن دوم هجري در ميان اسپهبدان طبرستان رايج بودهاست. آخرين سكههاي اسپهبدان كه با گاهشمار مجوسي ضربشده، متعلق به سال 161 مجوسي/ 197 هجري است (نک: همان، ص160). به نوشته حسنبن محمدقمي (همانجا)، اين گاهشماري در قرن اول هجري در قم نيز كاربرد داشته است و به نوشته ابوريحان بيروني (همانجا) مجوس (زردشتيان) خراسان و فارس و ماوراءالنهر اين گاهشماري را با اختلاف زماني پنج روز در موضع اندرگاه، به كار ميبردند (براي آگاهي بيشتر درباره اين گاهشماري نک: تقيزاده، ج 6، ص 140ـ144؛عبداللهي، 1366 ش، ص 271ـ 276؛ براي بررسي سكههاي ضرب شده با اين گاهشماري نک: واكر، ص 62ـ160؛ براي جدول تطبيقي سال شمار اين گاهشماري از سال يكم تا سال161 مجوسي با گاهشماريهاي يزدگردي، هجري قمري و ميلادي نک: همان، ص 237ـ 238؛ نيز نک: ترابي طباطبائي و وثيق، ص 8 ـ 29 كه از اين گاهشماري با عنوان يزدگردي جديد ياد كردهاند).
3-. گاهشماري خراجي
اساس گاهشماري كه از اواسط قرن چهارم هجري قمري به بعد و با عنوان گاهشماري خراجي در ايران رواج يافت، بر تصحيحي بود كه در قرن سوم هجري، بر اساس فرمانهاي متوكل، و معتضد در گاهشماري صورت گرفت و منجر به ابداع نوعي گاهشماري شمسي شد (براي آگاهي بيشتر در اين زمينه نک: ادامه مقاله، بخش 3، قسمت ج). اين تصحيح خود بر اساس ابداعي صورت گرفت كه در اواخر دوره ساساني، گاهشماري خراجي دوره ساساني را پديد آورد. مبدأ گاهشماري خراجي، سال بيست و يكم پادشاهي خسرو پرويز (حك : 590 تا 628 ميلادي) بوده است (عبداللهي، 1366 ش، ص 286). سنجر كمالي (گ 3 پ)، بينالتاريخين اين گاهشماري را با چند گاهشماري مشهور ديگر ارائه كرده است. با تطبيق بينالتاريخين ذكر شده با مبدأ گاهشماري ميلادي، روز 19 مارس سال 611 ميلادي، مقارن زمان اعتدال بهاري، به عنوان مبدأ اين گاهشماري به دست ميآيد. با در نظر گرفتن رواج گاهشماري هجري قمري در ايران از قرن اول هجري و با در نظر گرفتن اينكه گاهشماري يزدگردي نيز در اين زمان كمابيش و بويژه هنگام ابداع گاهشماري خراجي، در ميان زردشتيان ايران، متداول بود، رواج همزمان اين سه گونه گاهشماري در ايران روشن ميشود، كه البته اين موضوع با توجه به اسناد گوناگون تأييد شده است. تاريخگذاري اسناد گوناگون با هر يك از اين گاهشماريها، كه گاهي برخي از اركانشان ذكر نشدهاند، موجب سر در گمي و اشتباه در شناسايي آنها شده است.
تقيزاده (ج6، ص127ـ 138)، گاهشماري خراجي راگونهاي گاهشماري قمري ميشناسد كه طي دورههاي خاصي، براي برابر سازي آن با موقعيت فصول، يك سال از آن حذفشده است. وي با توجه به منطبق نبودن سالهاي دو گاهشماري خراجي و هجري قمري در اسناد تاريخداري كه از گاهشماري خراجي در ايران در دست است، بر اساس اين فرض، يعنيتبعيت هر دو گاهشماري از طول سال قمري، در صحت تاريخهاي ذكر شده در اين اسناد ترديد كرده است (نک: د. فارسي، ذيل «سال خراجي»، «سلاجقهي كرمان»). در صورتي كه، بنا به نوشته سنجر كمالي (گ 2 پ ـ گ 4 پ) و نيز تصريح محمد بن ابيبكر فارسي (گ 5 پ)، طول سال در گاهشماري خراجي بر اساس طول سال شمسي است. سنجر كمالي (گ 9 ر) طولسال شمسي حقيقي را در اين گاهشماري همان مقداري كه بتاني به دست آورده است (يعني 365 روز و 5 ساعت و 46 دقيقه و24 ثانيه) ميداند.
در گاهشماري خراجي، نام ماههاي سال و نام روزهاي ماه، همانند گاهشماري يزدگردي، همان نامهاي زردشتي (صورت فارسي دري از نامهاي فارسي ميانه) است (همان، گ 4 پ) و كبيسه اين گاهشماري نيز تا پيش از ابداع گاهشماري جلالي (براي آگاهي بيشتر درباره اين گاهشماري نک: همين بخش از مقاله، قسمت ب: 4)، هر چهار سال يك بار و با افزودن يك روز به پايان روزهاي اندرگاه در پايان آبان بوده است. اما پس از رواج گاهشماري جلالي، آرايه كبيسههاي گاهشماري خراجي از گاهشماري جلالي پيروي ميكرد (سنجر كمالي، همانجا) و يك روز به پايان ماه دوازدهم (اسفند) افزوده ميشد (فارسي، گ 4 پ).
مهمترين اسناد درباره گاهشماري خراجي، تاريخهاي دوگانه در آثار چند تن از نويسندگان دوره اسلامي است (از جمله افضلالدين كرماني، 1343 ش، ص 61ـ62). در اين آثار تاريخهاي گاهشماري خراجي در كنار گاهشماري هجري قمري ذكر شده است. ترتيبي كه افضلالدين كرماني براي روزها در گاهشماري خراجي ذكر كرده، در بعضي جاها (مثلا ص 141) نشان از به كار بردن نام روزهاي ماه دارد، در حالي كه در جاهاي ديگر (از جمله ص 217)، روش عددشماري روزهاي ماه را به كار برده است. در آثار متعددي كه افضلالدين كرماني تأليف كرده (مثلا، 1326 ش، ص 29، 31، 105؛ همو، 1331 ش، ص 16) نيز از اين گاهشماري استفاده شده است. به نوشته سنجر كمالي (گ 2 پ)، اين گاهشماري در سال تأليف كتاب او، زيج اشرفي (702 هجري قمري)، در شيراز كاملاً متداول بوده است.
با توجه به تفاوت طول سالها در دو گاهشماري هجري قمري و خراجي ــ كه ناشي از تعيين دو تعريف متفاوت از طولسال به عنوان ركن گاهشماري در هر يك از اين گاهشماريها بوده است ــ اختلاف بين دو گاهشماري، كه در ابتدا به علت تفاوت دو مبدأ به وجود آمده است (مبدأ گاهشماري خراجي يازده سال پيش از مبدأ گاهشماري هجري قمري قرار دارد)، در طول زمان، تا قرن چهارم هجري، به صفر رسيد و در 351 هجري، هر دو گاهشماري در سال يكسان بودند (قس تقيزاده، همانجا، كه علت آن را اجراي ازدلاق دانسته و از طريق او به د. فارسي (همانجاها) نيز راه يافته است). اختلاف بين سالشماري در اين گاهشماريها از اين پس، دوباره پديد آمد و باعث جلو افتادن گاهشماري هجري قمري از گاهشماري خراجي در سالشماري شد. اين اختلاف در هنگام تأليف زيج اشرفي ده سال بود (عبداللهي، 1366 ش، ص 365؛ براي آگاهي بيشتر درباره گاهشماري خراجي نک: همان، ص 279ـ292؛ كريستوفورتي، ص 70ـ81).
4-گاهشماري جلالي
اين گاهشماري بر اساس نظر ملكشاه سلجوقي (حك : 465ـ 485) و وزير او، خواجه نظام الملك طوسي (زندگي: 408ـ 485)، طراحي و ابداع شد. در كهنترين منابعي كه از آن ياد كردهاند، گاهشماري سلطاني نيز ناميده شده است (خازني، ص 5؛ براي آگاهي از ديگر نامهاي اين گاهشماري نک: عبداللهي، 1366 ش، ص 297).
درباره زمان صدور حكم ملكشاه براي مطالعه اين گاهشماري و افراديكه در ابداع آن نقش داشتند و زمان رسميت يافتن آن بحثهاي بسياري شده است (براي آگاهي از بخشي از اين بحثها نک: دهخدا، ذيل «تاريخ جلالي»؛ نيز نک: د. فارسي، ذيل «تقويم جلالي»). اگرچه بيهقي (ص 162ـ163) و ابناثير (ج 10، ص 98) ذكر كردهاند كه به دستور شاه سلجوقي عدهاي از دانشمندان، از جمله عمر خيام، براي ساخت رصدخانه و كارهاي نجومي مأموريت يافتند، حضور خيام و عدهاي ديگر از اين دانشمندان مورد ترديد است (تقيزاده، ج 6، ص 148ـ 149). در عين حال حضور نداشتن خيام در اين جمع را نيز نميتوان دليل بر انكار رواج اين گاهشماري در قرن پنجم هجري قمري دانست.
محمدبن ايوب طبري (گ 15 ر) درباره گاهشماري جلالي در 476 هجري قمري گزارش ميدهد. بنابراين، نخستين آگاهي در مورد گاهشماري جلالي متعلق به پنج سال پس از رسميت يافتن آن است. گزارش عبدالرحمان خازني (ص 7) نيز كه اطلاعات مفصلي درباره اين گاهشماري ميدهد، تقريباً 44 سال پس از رواج آن است.
جدول 6 ـ نام ماههاي سال در گاهشماري جلالي
| |
|
| 1 |
ماه نو |
| 2 |
نوبهار |
| 3 |
گرمافزا (ي) |
| 4 |
روزافزون |
| 5 |
جهانتاب |
| 6 |
جهان آرا (ي) |
| 7 |
مهرگان |
| 8 |
خزان |
| 9 |
سرمافزا |
| 10 |
شبافروز |
| 11 |
آتشافروز |
| 12 |
سالافزون |
گاهشماري جلالي بر اساس گاهشماري يزدگردي و نيز اختلاف اول فروردين در گاهشماري يزدگردي با موضع اصلي خورشيد و زمان دقيق ورود آن به نقطه اعتدال بهاري طراحي شده است. مهمترين ويژگي گاهشماري جلالي، كه آن را از ساير گاهشماريهاي ايراني پيش از خود متمايز ميكند، نخستين كبيسهاي است كه به هنگام رسميت يافتن گاهشماري جلالي (در 471 هجري قمري) اعمال شده است.
اين كبيسه، كه به كبيسه جلالي نيز مشهور است (عبداللهي، 1366 ش، ص 304)، عبارت بود از حذف هجده روز آغاز فروردين در سال 448 يزدگردي و قرار دادن موقعيت ورود خورشيد به نقطه اعتدال بهاري در اول اين ماه. تأكيدي كه محمدبن ايوب طبري (گ 19 پ) بر اجراي كبيسه هجدهروزه در پايان سال 447 يزدگردي دارد، نشان ميدهد كه منجمان مأمور طراحي اين گاهشماري اختلاف بهوجود آمده از سال 375 يزدگردي (سالي كه به نوشته كوشياربن لبان، گ 9 ر، موعد آخرين اجراي كبيسه در گاهشماري يزدگردي بوده است) تا 447 يزدگردي را محاسبه كرده و دستور اجراي هجده روز كبيسه را دادهاند. در عين حال، اول فروردين در گاهشماري خراجي نيز در سال 375 يزدگردي/ 1006 ميلادييولياني، مقارن ورود خورشيد به برج حمل و اعتدال بهاري بوده است (عبداللهي، 1366 ش، ص 258). محاسبه روزهاي جمعشده ناشي از اجرا نشدن كبيسه در فاصله سالهاي 375تا 447 يزدگردي نيز، بر اساس طول سال در گاهشماري خراجي (365 روز و 6 ساعت)، همان هجده روز كبيسه شده را به دست ميدهد.
خازني (همانجا) فاصله بينالتاريخين گاهشماري جلالي و گاهشماري يزدگردي را 162077روز و خواجه نصيرالدين طوسي (زيج ايلخاني، گ 14 پ) 163173روز نوشته است. اختلاف 1097روزه بين اين دو رقم به علت تفاوت مبدائي است كه هر يك از آنها براي گاهشماري جلالي در نظر گرفتهاند. خازني 5 شعبان 468 و خواجه نصيرالدين طوسي 10 رمضان471 را مبدأ اين گاهشماري ميدانند. مبدأ دقيقي كه با محاسبه نيز تأييد ميشود، رمضان 471 قمري/ مارس 1079 ميلادي، يعني زمان مورد نظر نصيرالدين طوسي، است (عبداللهي، 1366 ش، ص 298ـ299).
طبق نوشته خازني (ص 5)، نام ماهها و روزهاي سال در گاهشماري جلالي نامهاي فارسي (نامهاي گاهشماري يزدگردي) است، اما خواجه نصيرالدين طوسي (سي فصل، فصل 6) و سنجر كمالي (گ 4 ر) فهرستي متفاوت از نام ماهها و روزهاي ماه و اندرگاه براي اين گاهشماري ذكر كردهاند كه برگرفته از صفتهايي در فارسي دري است (براي آگاهي از ايننامها نک: عبداللهي، ص 366ـ367، جدول 14 و 15؛ نيز نک: جدولهاي 6 و 7 همين مقاله). ضمن اينكه سنجر كمالي (همانجا) به اين مطلب اشاره ميكند كه در زمان تأليف زيج اشرفي نيز نام روزها و ماهها در گاهشماري جلالي، فارسي (يزدگردي) بوده است.
به نوشته خازني (همانجا)، طول ماههاي سال در گاهشماري جلالي، بر خلاف ساير گاهشماريها، بر اساس ورود خورشيد بههر يك از صورتهاي فلكي منطقهالبروج (برجهاي دوازدهگانه) است. اما بر اين اساس، ماههاي گاهشماري جلالي در هنگام توقف خورشيد در بروج فصل بهار و تابستان بايد 31 روزه ميبود كه در اين صورت، چون در گاهشماري يزدگردي براي روز سيويكم نامي وجود نداشت و با توجه به تعداد نامهايي كه نصيرالدين طوسي و سنجر كمالي (همانجاها) براي گاهشماري جلالي برشمردهاند، احتمالاً در اين گاهشماري از روش روزشماري بر اساس اعداد استفاده ميشد.
بررسي چند نمونه از تقويمهايي كه اختصاصاً بر اساس گاهشماري جلالي استخراج شدهاند (از جمله تقويم سال 609 جلالي/ 1687ميلادي نک: >تقويم ايراني47<، ]ص 2ـ 25 [)، استفاده از روش شمارش روزها بر اساس گاهشماري يزدگردي، يعني دوازده ماه سيروزه و پنج روز اندرگاه در انتهاي اسفند، را با روش عددشماري روزها، نه نامگذاري آنها، تأييد ميكند. در دورههاي بعد، از جمله در دوره قاجار، كه گاهشماري جلالي در كنار ساير گاهشماريها در سالنامههاي چاپي درج ميشد، نيز از اين روش استفاده ميشد (از جمله نک: محمود قمي، ص 1ـ13).
جدول 7 ــ نام روزهاي ماه در گاهشماري جلالي
| |
|
|
|
| 1 |
جشن ساز |
16 |
ديوبند |
| 2 |
بزم نه |
17 |
رهگشا (ي) |
| 3 |
سرفراز |
18 |
اسب تاز |
| 4 |
كشن نشين |
19 |
گوي باز |
| 5 |
نوش خور |
20 |
پايدار |
| 6 |
غم زدا (ي) |
21 |
مهر كار |
| 7 |
رخ فروز |
22 |
دوست بين |
| 8 |
مال بخش |
23 |
جانفزا (ي) |
| 9 |
زرفشان |
24 |
بت فريب |
| 10 |
نام جو (ي) |
25 |
كامران |
| 11 |
رزم جو (ي) |
26 |
شادباش |
| 12 |
كينهكش |
27 |
ديرزي |
| 13 |
تيغزن |
28 |
شيرگير |
| 14 |
داد ده |
29 |
كامياب |
| 15 |
دين پژوه |
30 |
اي شهريار |
پنج روز پاياني سال
| |
|
| 1 |
آفرين |
| 2 |
فرخ |
| 3 |
فيروز |
| 4 |
رامشت |
| 5 |
درست |
به علت رواج همزمان نام ماههاي سال در گاهشماري يزدگردي و جلالي، اين نامها در گاهشماري جلالي عموماً با ذكر عبارت سلطاني، جلالي يا ملكي از گاهشماري يزدگردي جدا ميشدند. اين القاب بويژه در ادب فارسي بسيار بهكاررفته است (براي نمونههايي از اين موارد نک: ادامه مقاله، بخش 12). چگونگي اعمال كبيسههاي گاهشماري جلالي و طول سال در اين گاهشماري، موضوعاتي هستند كه كاملاً به يكديگر وابستهاند. خازني كه خود جدولي براي سالهاي كبيسه در اين گاهشماري طراحي كرده (نک: ص 109)، طول سال شمسي را 365 روز و 5 ساعت و 45 دقيقه و 44 ثانيه و 14 ثالثه و 18 رابعه و 45 خامسه ذكر نموده است (ص 21) اما ترتيبي كه او براي استخراج كبيسههاي اين گاهشماري اتخاذ كرده، براي طول سالي كه آورده، تنظيم نشده است (عبداللهي، 1366 ش، ص 308) و باعث بروز اختلاف در چگونگي اعمال كبيسهها ميشود. طول سال در اين گاهشماري بر اساس اطلاع دقيق از تعداد روزهايي به دست ميآيد كه در يك دوره زماني خاص بايد كبيسه شوند. اين موضوع خود به يكي از مهمترين ويژگيهاي كبيسهگيري در گاهشماري جلالي (كه مظهر دقت بينظير اين گاهشماري به حساب ميآيد)، يعني اعمال دورهاي كبيسههايي با فاصله پنج سال، بستگي دارد. اين، بر خلاف عرف رايج در انواع گاهشماريهاي ديگر است كه در آنها فقط كبيسههاي چهارساله وجود دارد.
چگونگي كبيسهگيري پنج ساله، بعد از اعمال تعداد معيني كبيسه چهار ساله، موضوع بحثهاي بسياري شده است. گروهي (از جمله تقيزاده، ج 6، ص 152ـ 154؛صياد، 1375 ش، ص 116) منكر وجود روش خاصي براي كبيسهگيريهاي چهارساله و پنجسالهاند. بنا به جدول كبيسههاي جلالي در زيج ايلخاني دورههاي حاصل از اعمال اين كبيسهها در يك دوره 128 ساله ثابت ميشده و بر اساس اين دوره ميتوان طول سال را در گاهشماري جلالي محاسبه كرد (عبداللهي، 1366 ش، ص 311ـ 312). در اين دوره 128 ساله جمعاً 31 روز كبيسه اعمال ميشود. دقت اينگونه كبيسهگيري در گاهشماري جلالي براي برابرسازي تعداد معيني از روزهاي سال با حركت واقعي خورشيد درمنطقهالبروج و نيز محاسبه طول سال شمسي، در مقايسه با ساير گاهشماريهاي شمسي، از جمله گاهشماري ميلادي بهمراتب بيشتر است (باراني، ص 166ـ 175).
مهمترين منابع تاريخي درباره گاهشماري جلالي، زيجها يا شرح زيجهايي است كه از زمان رواج اين گاهشماري (قرنپنجم هجري قمري) و پس از آن نگاشته شدهاند. بجز زيج مفرد محمدبن ايوب طبري و زيج معتبر سنجري عبدالرحمان خازني و زيج ايلخاني خواجه نصيرالدين طوسي، حسنبن حسين سمناني در توضيح زيج ايلخاني (تأليف 795؛ گ 67 ر ـ68 پ) و عبدالعلي بيرجندي در شرح زيج جديد سلطاني (تأليف 929؛ گ 17 ر ـ 20 ر) به ذكر نكاتي درباره گاهشماري جلالي پرداختهاند. ابوالفضل علامي، تاريخنگار و نويسنده دوره تيموريان هند، نيز در چند جا (از جمله، 1877ـ1886، ج 1، ص 18، ج 2، ص 3) تاريخهاي گوناگوني را با گاهشماري جلالي ثبت كرده است. از اواخر قرن دهم ـ اوايل قرن يازدهم هجري قمري، كه تهيه سالنامهها و تقويمهاي سالانه به زبان فارسي رواج يافت، تاكنون، گاهشماري جلالي نيز دركنار ساير انواع گاهشماريها در اين سالنامهها درج ميشود (براي نمونه نک: نجومي، ص 2). تقويم سال 609 جلالي/1687 ميلادي، كه در 1696 ميلادي در رم چاپ شده است، كهنترين نمونه گاهشماري جلالي در اروپا به شمار ميرود (براي آگاهي بيشتر درباره گاهشماري جلالي نک: گينتسل، ج 1، ص 300ـ305؛ عبداللهي، 1366 ش، ص 297ـ317؛ كريستوفورتي، ص 82 ـ93).
5. گاهشماري غازاني
به دنبال حمله مغول به ايران در 617 و حكومت چنگيزخان و جانشينان او و در نهايت حكومت ايلخانيان، تغييراتي در گاهشماريهاي رايج در ايران به وجود آمد؛ از جمله رواج دو گونه گاهشماري خاني (= غازاني)، در دوره كوتاهي از حكومت ايلخانيان، و البته گاهشماري دوازده حيواني (براي آگاهي بيشتر درباره گاهشماري دوازده حيواني نک: بخش 6). از ميان دو گاهشماري، كه هر دو با عنوان خاني معرفي شدهاند، از گاهشماري نخست اطلاع اندكي باقي مانده اما اسناد فراواني از گاهشماري دوم در دست است. مبدأ گاهشماري خاني نخست، 602 هجري قمري است؛ يعني، تاريخي كه چنگيزخان (549 ـ 624) اقوام مغول را متحد كرد. اسناد معدودي با اين مبدأ وجود دارد؛ از جمله ملا مظفر گنابادي (باب پانزدهم) در ذكر تقويم سال 1005 هجري قمري، اين مبدأ را با عنوان جلوس چنگيزخان معرفي نموده است (براي آگاهي بيشتر درباره اين گاهشماري نک: تقيزاده، ج 6، ص 155ـ156؛ د. اسلام، چاپدوم، ج 10، ص 268).
گاهشماري خاني دوم، كه الخاني و غازاني نيز ناميدهميشود، در زمان سلطان غازانخان (694ـ703)، هفتمين پادشاه سلسله ايلخانيان، و بنا بر شكايت مؤديان ماليات از نابساماني وضع جمعآوري ماليات بر اساس گاهشماري هجري قمري، به وجود آمد (وابِكنَوي، گ 52 پ ـ 53 ر). بر اثر اين پافشاريها غازانخان به وزير خود، رشيدالدين فضلالله، دستور طراحي و رسميت دادن اين گاهشماري را داد (بناكتي، ص 26). مبدأ گاهشماري غازاني، 12 رجب701 هجري قمري (حمدالله مستوفي، 1362 ش، ص 606؛ همو، 1377ش، ج2، ص1415) و مقارن اعتدال بهاري بوده است. تقيزاده (ج 6، ص 157ـ 158) تاريخهاي متعددي به نقل از وصافالحضره (ص 404، 435) بر اساس گاهشماري غازاني ذكر كرده و نيز چند تاريخ براي مبدأ اين گاهشماري برشمرده، كه درست نيست. بناكتي (همانجا) تاريخي مغاير با نوشته حمدالله مستوفي براي مبدأ گاهشماري غازاني ذكر كرده است.
به نوشته وابِكنَوي (گ 52 پ ـ 56 ر)، كه بيشترين اطلاعات را درباره اين گاهشماري داده، اركان گاهشماري غازاني، چه از نظر طول سال چه از نظر آرايه كبيسههاي آن، كاملا برابر گاهشماري جلالي است. تنها اختلاف در اين زمينه، زمان آغازسال نو (نوروز) است. وابكنوي (گ 53 ر ـ 54 ر) نوروز گاهشماري غازاني را زماني ميداند كه تا غروب آن روز آفتاب وارد برج حمل شده باشد. بر اين اساس، امكان يك روز اختلاف در موضع آغاز سال نو بين اين گاهشماري و گاهشماري جلالي وجود دارد (همانجا). اين يك روز اختلاف بين نويسندگان معاصر وابكنوي (از جمله حمدالله مستوفي، همانجاها) و نويسندگان عصر حاضر (از جمله هامر ـپورگشتال، ص 358؛ گينتسل، ج 1، ص 304)، كه روز 13 رجب701 هجري قمري را نخستين روز از نخستين سال گاهشماري غازاني ميدانند، نيز وجود دارد.
در مورد نام ماههاي سال نيز اگرچه وابكنوي (گ 55 ر) به استفاده از نامهاي تركي در اين گاهشماري اشاره ميكند، در اسناد متعدد تاريخگذاري شده با اين گاهشماري، انواع نامهاي ماه به كار رفته است. در سندي متعلق به سال 52 خاني (= غازاني) / 752 هجري قمري، از اسناد بقعه شيخصفي (سند ش 445، مجموعه اسناد بقعه شيخصفي در بايگاني بخش اسلامي موزه ملي ايران) كه احتمالاً مربوط به ملكاشرف چوپاني (متوفي 758) از امراي سلسله چوپانيان است از نام ماههاي هجري قمري با تاريخ غازاني استفاده شده است. در عين حال، به قرينه ذكر نام تيرماه جلالي در سنگنوشتهاي متعلق به سال 180 خاني (= غازاني) /886 هجري قمري، كاربرد نام ماههاي جلالي نيز در اين گاهشماري تأييد ميشود (براي آگاهي از متن اين سنگنوشته كه سنگ مزاري با دو تاريخ غازاني و هجري قمري است نک: مهديبهرامي، ص259) در نهايت در تقويمهاي نجومي كه انتشار آنها تقريباً از يك قرن و نيم گذشته در ايران معمول شده است، نام ماههاي تركي در كنار گاهشماري غازاني ذكر شدهاند (براي نمونه نک: نجمالدوله، 1271 ش، ص 5).
كهنترين اسناد مربوط به گاهشماري خاني (=غازاني)، سكههاي ضرب شده در زمان ابوسعيد بهادرخان (717ـ736)، نهمين پادشاه سلسله ايلخانيان، و مورَّخ به سال33 خاني (= غازاني) ميباشد (ترابيطباطبائي، ص 34ـ 35). اين سكهها رواج رسمي گاهشماري غازاني را تا سالهاي پاياني حكومت ابوسعيد تأييد ميكند. اما وجود سكههايي با تاريخ هجري قمري، مربوط به پيش از تاريخهاي ضرب شده بر سكههاي ايلخاني و پس از آن (نک: همان، ص 26، 40)، نشان ميدهد كه گاهشماري هجري قمري همچنان گاهشماري رسمي دوره ايلخانيبوده است. هامر ـ پورگشتال (ص 358ـ359) بينالتاريخين گاهشماري غازاني (بر اساس مبدأ مورد نظر وي، يعني13 رجب 701 هجري قمري) با مبدأ گاهشماري جلالي (9 رمضان 471 هجري قمري) را 81451 روز محاسبه كرده و بر اين اساس، بينالتاريخين گاهشماري غازاني را با چند گاهشماري مهم اسلامي به دست داده است (براي آگاهي بيشتر درباره گاهشماري خاني/ غازاني نک: همان، ص 357ـ359؛ گينتسل، ج 1، ص 304ـ 305؛ عبداللهي، 1366 ش، ص 328ـ330).
در قرن هشتم هجري، گاهشماري ديگري با نام «جمالي» در نواحي فارس وجود داشته است. تنها سند درباره اين گاهشماري كتيبهاي به عربي بر بناي خداي خانه واقع درمسجد جامع شيراز و متعلق به زمان زندگي امير جمالالدين شيخ ابواسحاق اينجو (زندگي 721ـ 758) پادشاه فارس، است. بر اساس اين كتيبه، سال 752 هجري قمري برابر سال ششم جمالي بوده است (نک: تصوير 1). اگر چه سند ديگري درباره اين گاهشماري به دست نيامده، ماهيت آن، خراجي و با نام ماههاي قمري شناخته شده است (محيط طباطبائي، ص 136ـ137).
ج) گاهشماري در ايران از قرن نهم هجري قمري تاكنون
1. گاهشماري در ايران از قرن نهم تا چهاردهم هجري
از قرن نهم تاسال 1329 هجري قمري، كه استفاده از سال شمسي (نک: ادامه همين بخش) در ايران رسميت يافت، رويداد تأثيرگذاري در گاهشماري ايراني رخ نداد. در حالي كه از اواسط قرن چهاردهم به بعد، وقوع چند پديده ناگهاني، يعني رواج گاهشماريهاي جديد، اين دوره كوتاه را به مقطع بسيار مهمي در بررسي گاهشماريهاي ايراني تبديل كرد.
مهمترين ويژگيهاي گاهشناسانه در ايران از قرن نهم هجري به بعد، مؤلفههايي هستند كه اگرچه هر كدام اركاني از گاهشماري به شمار ميروند، قرار دادن آنها در كنار هم باعث پيدايي گونه جديدي از گاهشماري تا پيش از رواج گاهشماري هجري شمسي (نک: ادامه همين بخش) نميشود. از قرن نهم هجري به بعد، گاهشماري هجري قمري گاهشماري رسمي در كليه اسناد بوده است، در حالي كه آثاري كه نشاندهنده رواج نوعي سال شمسي بوده، در اين زمان ديده ميشود. گاهشماري دوازدهحيواني نيز، با مبدأ هجري قمري، از زمان صفويه به بعد رواج داشته و در اسناد و نامهها و سفرنامهها از آن استفاده شده است (درباره اين گاهشماري نک: بخش 6). ذكر نام ماههاي شمسي دركنار گاهشماري هجري قمري نشاندهنده اين واقعيت است كه بسياري از منجمان و نويسندگان و استخراجكنندگان تقويم همچنان از گونهاي گاهشماري شمسي استفاده ميكردهاند.
گزارش غياثالدين علي يزدي (ص 176) درباره نوروز 801 قمري، كه تبديل تاريخ نيز موقعيت آن را تأييد ميكند، بخوبي بيان كننده آن است كه در اين زمان گونهاي گاهشماري شمسي مورد توجه عدهاي از نويسندگان بوده است. تاريخهايي كه جلالالدين محمد منجم يزدي (ص 71، 158، 240) در اواخر قرن دهم تا اوايل قرن يازدهم هجري ذكر كرده نيز عنايت به چنين گاهشماري شمسي را تأييد ميكند. نوشتههاي اسكندربيگ منشي نيز ــ كه به طور مثال به ذكر لحظه ورود خورشيد به برجهاي مختلف فلكي، از جمله صورت فلكيحمل (مقارن اعتدال بهاري)، پرداخته است (ج 3، ص 1059، ص 1072) ــ مؤيد همين نكته است. در اين ميان، تقريباً نيمي از كتاب اسكندربيگ منشي (از ج 2، ص 381 تا ج 3، ص 1083)، كه اختصاص به شرح دوره حكومت شاهعباس اولصفوي (996ـ 1038) دارد، بر اساس نوعي گاهشماري شمسي، با اركان گاهشماري جلالي ولي با مبدأ جلوس شاهعباس بر تخت سلطنت، نوشته شده است. اسكندر منشي (ج 2، ص 379ـ380) در دفاع از مبدأ ابداعي خويش، از كساني كه در قيد كردن تاريخهاي مهم تنها به ذكر تاريخ قمري اكتفا ميكردهاند، انتقاد كرده است.
از قرن يازدهم هجري قمري تا زمان رسميت يافتن گاهشماري هجري شمسي، مهمترين رخداد گاهشماري رسميت يافتن سال شمسي به عنوان دوره زماني قانوني براي محاسبات مالي كشور بود كه همزمان با تصويب قانون محاسبات عمومي كشور در 21 صفر 1329 هجري قمري (اول فروردين1290 هجري شمسي)، در دومين دوره مجلس شوراي ملي تصويب شد. بر اساس اين قانون، سال و ماه شمسي (بروج دوازدهگانه) دوره زماني محاسبه بودجه عمومي كشور شد (براي آگاهي از متن اين قانون نک: ايران. قوانين و احكام، 1318 ش، ص 255ـ256). به هنگام بحث دربارهتصويب اين بخش از قانون محاسبات عمومي كشور، بحثهاي گوناگوني درباره طول مدت ماههاي شمسي (بروج) و اسامي ماهها مطرح گرديد (براي آگاهي از اين بحثها نک: ايران. مجلس شوراي ملي، مذاكرات مجلس: دوره دوم، قسمت 1، ص 585 ـ 586).
بدون شك اين بحثها زمينهساز بحثهايي شدند كه در پنجمين دوره مجلس شوراي ملي در خصوص وضع قانون گاهشماري هجري شمسي صورت گرفت و اگرچه پانزده سال بعد به نتيجه رسيد (نک: ادامه مقاله)، دستكم تا ربع قرن پيش از تصويب قانون محاسبات عمومي، تقويمهايي بر اساس گاهشماري هجري شمسي در ايران استخراج و چاپ ميشد (براي آگاهي بيشتر در اين زمينه نک: صياد، 1375ش، ص111). در 1340 هجري قمري/ 1301 هجري شمسي، سيد جلالالدين طهراني نوعي گاهشماري شمسي ابداع كرد كه مبدأ آن آغاز سلطنت احمدشاه قاجار (27 جماديالآخره 1327) بود. وي براي ماههاي اين گاهشماري نامهايي ابداع نمود. اين گاهشماري، كه تاريخ احمدي نام گرفت، تنها در آثاري كه خود طهراني انتشار داد، درج شده است (از جمله نک: طهراني، 1302ش، ص3). او نام ماههاي اين گاهشماري را در يك گاهشماري با مبدأ ديگر، كه چند سال بعد پيشنهاد كرد، نيز بهكار برد (نک: ادامه مقاله، همينبخش، قسمت: 3).
2-گاهشماري هجري شمسي
به عنوان مهمترين و اثرگذارترين رخداد در سير تاريخي گاهشماري در ايران، در آخرين روزهاي سال 1303 و اولين روزهاي سال 1304 ش، نمايندگان پنجمين دوره مجلس شوراي ملي گاهشماري هجري شمسي كنوني ايران را، كه بجز مقطع كوتاهي در اواسط دهه 1350 ش گاهشماري رسمي ايران بود، در دو جلسه مورد بحث قرار داده در نهايت تصويب كردند (نک: ايران. مجلس شوراي ملي، مذاكرات مجلس: دوره پنجم، قسمت 2، ص 1010ـ1014، 1055ـ1061). بر اساس ماده دوم اين قانون استفاده از گاهشماري خَتا و اويغور (= گاهشماري دوازده حيواني) منسوخ شد (نک: ايران. قوانين و احكام، 1350 ش، ص 225ـ226) در حالي كه استفاده از گاهشماري دوازده حيواني همچنان در فرهنگ عمومي مردم ايران رواج دارد.
بر اساس قانون مصوب مذكور، گاهشماري هجري شمسي با مبدأ هجرت پيامبر اكرم از مكه به مدينه و با طول سال شمسي و با نام ماههاي فارسي ميانه مورد استفاده قرار گرفت. مبدأ اين گاهشماري، اول فروردين سال اول هجرت پيامبر است؛ يعني، 119 روز پيش از مبدأ گاهشماري هجري قمري و 179 روز پيش از هجرت (براي آگاهي از موقعيت روزهاي نخستين اين گاهشماري تا زمان هجرت نک: ملكپور، 1372 ش، ص 126ـ 128). بينالتاريخين گاهشماري هجري شمسي و چند گاهشماري ديگر، بر اساس اختلاف 119 روزه بين اين گاهشماري و گاهشماري هجري قمري استخراج شده است (عبداللهي، 1366 ش، ص 342).
در مورد آرايه كبيسههاي اين گاهشماري، اگرچه تقيزاده به الگوبرداري از كبيسهگيريهاي گاهشماري جلالي اشاره ميكند (ج 10، ص 2ـ3 و پانويس 6)، در عمل بين كبيسههاي اعمال شده در اين گاهشماري با گاهشماري جلالي اختلافهايي وجود دارد (نک: عبداللهي، 1366 ش، ص 344ـ345، 372، جدول 19).
براي رفع چنين اختلافاتي در گاهشماري هجري شمسي، هيئت اصلاح تقويم تحت نظارت دانشگاه تهران (سالنامهپارس، بخش 2، ص 241) يا وزارت فرهنگ وقت (سندش 046، 000، 293، آرشيو سازمان اسناد ملي ايران) تشكيلميشده است. اين هيئت از جمله براي رفع مشكل آرايههاي كبيسه گاهشماري هجري شمسي، همان روش كبيسهگيري گاهشماري ميلادي گرگوري (درباره اين روش نک: ادامه مقاله، بخش 8) را پيشنهاد كرد و حتي آرايه جديدي به نام «تعديلپهلوي»، مبني بر حذف كردن و اجرا نكردن چهار روز كبيسه در هر پانصدسال، يعني كبيسهگيري طبق روش اجرا شده در گاهشماري ميلادي گرگوري، عرضه نمود (همانجا؛ اكرمي، ص80 ـ84؛ ملكپور و صياد، ص25ـ36، كبيسههاي گاهشماري هجري شمسي را براي يك دوره معين، بر اساس آراي متفاوت ذكر شده درباره استخراج كبيسههاي اين گاهشماري، ارائه كردهاند). امروزه روش سهل ممتنعي براي استخراج دورههايكبيسه در گاهشماري هجري شمسي ابداع شده است (براي آگاهي از اين روش نک: عبداللهي، 1366 ش، ص 346ـ347؛ براي آگاهي بيشتر درباره گاهشماري هجري شمسي نک: همان، ص341ـ347؛ صياد، 1375ش، ص 109ـ 118؛ كريستوفورتي، ص 99ـ101).
3-گاهشماري شاهنشاهي
آخرين تغيير در ماهيت گاهشماريهاي رايج در ايران ابداع گاهشماري جديدي به نام شاهنشاهي بود. در24 اسفند 1354، در جلسه مشترك مجلس شوراي ملي و مجلس سناي وقت، گاهشماري شاهنشاهي از مبدأ فرضي و تقريبي آغاز پادشاهي كوروش هخامنشي (بنيانگذار سلسله هخامنشي) در 559 پيش از ميلاد، وضع شد و مقرر گرديد كه در يك دوره زماني محدود كليه تاريخهاي اسناد، شناسنامهها و اوراق رسمي به اين گاهشماري تغيير يابد (براي آگاهي از بحثهاي صورت گرفته در اينباره و قطعنامه مشترك دو مجلس كه به وضع اين گاهشماري انجاميد نک: اطلاعات، ش 959، 14، ص 4ـ5، 27، 29؛ كيهان، ش 812، 9، ص 2، 14، 25، 31). كليه اركان اين گاهشماري، بجز مبدأ آن، با گاهشماريهاي جلالي و هجري شمسي برابر و اختلاف مبدأ آن با گاهشماري هجري شمسي 1180 سال بود. با توجه به اين اختلاف، تبديل تاريخهاي ذكر شده با اين گاهشماري به گاهشماري هجري شمسي بسيار ساده است.
گفتني است كه وضع گاهشماري با مبدأ مفروض آغاز سلطنت كوروش هخامنشي در ايران به گاهشماري شاهنشاهيمحدود نميشود. مدتها پيش از وضع گاهشماري شاهنشاهي، در1306 ش، سيد جلالالدين طهراني نوعي گاهشماري پيشنهاد كرد كه مبدأ آن همين آغاز پادشاهي فرضي كوروش هخامنشي بود (طهراني، 1306ش، ص189). مبدأ اين گاهشماري پيشنهادي سال 500 قم، و در نتيجه اختلاف آن با مبدأ گاهشماري هجري شمسي 1120 سال بود. اسم ماهها در اين گاهشماري نامهاي ابداعي جلالالدين طهراني بود كه بر اساس نامهايي كه سنجر كمالي (گ 4 پ) ذكر كرده بود، از نام ماههاي گاهشماري جلالي الگوبرداري شده بود. ساير اركان اين گاهشماري نيز همانند گاهشماري جلالي بود. تفاوت مبدأ پيشنهادي در گاهشماري مورد اشاره طهراني با گاهشماري شاهنشاهي نيز از اينجا ناشي ميشد كه در گاهشماري شاهنشاهي، دو رقم سمت راست تاريخ هر سال، سالهاي سپري شده از آغاز پادشاهي محمدرضا پهلوي (26 شهريور 1320) را نشان ميداد. به گاهشماري شاهنشاهي از همان ابتدا اعتراض شد و همزمان با نخستين تظاهرات مردم ــ كه به انقلاباسلامي انجاميد ــ و در جهت تأمين خواست مردم انقلابي، در5 شهريور 1357، جعفر شريف امامي، در نخستين روز نخستوزيري خود طي بخشنامهاي گاهشماري شاهنشاهي را منسوخ اعلام كرد و گاهشماري هجري شمسي دوباره رسميت يافت (براي متن اين بخشنامه نک: اطلاعات، ش 696، 15، ص 4، ستون 1).
د) گاهشماريهاي محلي ايران
علاوه بر انواع گاهشماريهاي رسمي، كه هر يك بنا به موقعيتي خاص در مقطعي از زمان در ايران رواج يافتهاند، انواعي از گاهشماريها نيز، بسته به عوامل جغرافيايي يا زباني يا مذهبي، در نواحي گوناگون مورد استفاده قرار ميگرفتهاند كه بويژه طي قرن گذشته بررسيهاي چندي درباره برخي از آنها انجام شده و ذيلاً به آنها اشاره ميشود. بديهي است كه تعداد اين گاهشماريهاي محلي در سراسر ايران بمراتب بيش از آن چيزي است كه مورد پژوهش قرار گرفتهاست. به طور كلي، پس از ورود وسايل جديد ارتباط جمعي بهايران بسياري از گاهشماريهاي محلي بسرعت متروك شدند و جاي خود را به گاهشماري رسمي كشور دادند. پيدايي گاهشماريهاي محلي را نيز ميتوان ناشي از عوامل اقتصادي ـمعيشتي و مذهبي ـ قومي در اجراي آيينها و شعائر مذهبي و قومي دانست. پيشينه و ماهيت بسياري از اين گاهشماريها از نظر اركان مختلف هر گاهشماري، در ميان گاهشماريهاي محلي ايراني، بويژه به گاهشماري يزدگردي ميرسد (نک: ادامه همين بخش).
گروه بزرگي از گاهشماريهاي محلي ايران طي قرن گذشته در سواحل جنوبي درياي خزر شناسايي شدهاند كه با تفاوتي اندك در ضبط نام ماههاي سال، با نامهاي گالشي (مظفري، ص 398ـ409)، ديلمي (عمادي، 1354 ش ب، ص 325ـ332) و طبري (كيا، ص 247) معرفي شدهاند. اركان اين گاهشماريها اساساً همان اركان گاهشماري يزدگردي است، كه تنها با تفاوتهاي اندك گويشي در نام ماهها، در شمال و شمالغرب ايران رواج داشتهاند كه با توجه به همين ويژگي اين گاهشماريها از آن به فرس قديم (بلوكباشي، ص 84) نيز ياد ميشود. وجود گونههاي كمكاربردتر اين گاهشماري، با همين نام ماهها در يوش (نک: طاهباز، ص 63ـ66) و كندلوس (نک: جلالي كندلوسي، ص 213ـ 218) نيز گزارش شده است.
همانند گاهشماري يزدگردي، در اين گاهشماريهاي محلي نيز سال از دوازده ماه سيروزه و پنج روز اندرگاه تشكيل ميشد. پنج روز اندرگاه در نواحي گوناگون، پيتك (بلوكباشي، همانجا؛ طاهباز، ص 64) ياپنجك (مظفري، ص 399) ناميده ميشد. محل قرار گرفتن اين پنج روز به گونهاي كه كوشياربن لبان (گ 9 ر) در مورد گاهشماري يزدگردي ذكر كرده است، پايان آبان ماه بود. نام اين ماه، بهصورت آول ماه (نک: عمادي، 1354 ش ب، ص 329) يا اونِ ماه (نک: جلالي كندلوسي، ص 213) ضبط شده كه هر دو تصحيفي از نام ماه آبان است. همچنين، از آنجايي كه در 632 ميلادي، هنگام ابداع گاهشماري يزدگردي، ماه تير در گاهشماري وهيژكي (كبيسهدار) مقارن اسفند در گاهشماري جديدالتأسيس خراجي ساساني قرار داشته، جشن تيرگان يا تير موسيزه (نک: طاهباز، ص 66)، نوروز طبري (نک: هاشمبن نورالدين، ص 88؛ كيا، ص 248) نيز ناميده شده است.
گونهاي از اين گاهشماري، با همين ويژگيها اما با نامهاي اندكي متفاوت نسبت به گاهشماريهاي شمال ايران، در سنگسر (امروزه: مهديشهر؛ واقع در شمال استان سمنان) نيز رواج داشته است (براي آگاهي از ويژگيهاي اين گاهشماري و نام ماههاي آن نک: كيا، ص 247ـ 250؛ عمادي، 1355 ش، ص 41ـ52؛ اعظمي، ص 243ـ 252؛ براي آگاهي از ماهيت گاهشماري يزدگردي نک: بخش 4، قسمت ب: 1).
يكي از گاهشماريهاي محلي ايران، كه بر خلاف ساير گاهشماريهاي محلي مبدائي متفاوت با مبدأ گاهشماري هجري شمسي دارد، گاهشماري كردي است كه علاوه بر مبدأهاي متعددي كه در نواحي گوناگون و به صورت محدود در آن استفاده ميشود، مبدأ مفروضي مربوط به فتح نينوا (پايتخت امپراتوري باستاني آشور) به دست هوَخشترَه در 612 قم را براي آن انتخاب كردهاند (ايوبيان، ص 180ـ 182) و امروزه نيز در تقويمهاي چاپي از آن استفاده ميشود (روژ ژميري كوردستان، ص 3). بين نواحي كردنشين، صورتهاي مشابه نام كردي ماهها وجود دارد (براي آگاهي از اين نامها نک: ايوبيان، جدول بين صفحات 188ـ189). برخلاف گاهشماريهاي شمال ايران، كه نام ماهها در آنها تصحيفي گويشي از نام ماههاي گاهشماري يزدگردي است، اين نامها در گاهشماري كردي بر گرفته از نامهاي اصيل و محلي كردي ميباشد (همان، ص 184ـ190). بجز نام ماههاي سال و مبدأ گاهشماري محلي كردي، ساير اركان اين گاهشماري (طول سال و آرايه كبيسههايآن) عيناً برگرفته از گاهشماري هجري شمسي است (همان، ص 182؛ براي آگاهي بيشتر درباره اين گاهشماري، از جمله صورتهاي گوناگون نام ماههاي سال و فصول و روزهاي هفته نک: سليمي، ص 26ـ42).
بين طايفههاي متعدد بلوچي ـ سيستاني نيز صورتهايي از گاهشماري محلي شمسي براي برآوردن حوايج اقتصادي و معيشتي، و گاهشماري قمري براي انجام دادن امور مذهبي، وجود دارد. اين گاهشماري قمري، با اختلاف اندك، همان گاهشماري هجري قمري است. اين طوايف براي زمانيابي و تعيين موقعيتهاي كشاورزي خاص در طول سال، از شناسايي و رصد برخي ستارگان بهره ميگيرند (جانباللهي، ص 105ـ106؛ براي آگاهي بيشتر درباره گاهشماري سيستان نک: همان، ص100ـ117). در گاهشماري شمسي اين اقوام، نامهاي گوناگوني براي ماههاي سال وجود دارد (براي آگاهي از ششگونه از اين نامها نک: همان، ص 110). ابوريحان بيروني (1923، ص 70) نيز صورتي از نام ماههاي گاهشماري سيستان را به دست ميدهد كه با هيچيك از صورتهاي كنوني آن شباهتي ندارد (براي آگاهي بيشتر درباره اين گاهشماري سيستاني كه ابوريحان بيروني از آن ياد كرده نک: آلتهايم و اشتيل، ص 192ـ196). همچنين صورتي از نام ماههاي قمري در اين منطقه ذكر شده است (جانباللهي، ص 108). گونههايي از نوعي گاهشماري محلي در حوالي مشكينشهر (نک: ساعدي، ص 34ـ37) و جزيره قشم (نک: اسديان، ص 49ـ53) نيز گزارش شده است.
|
| |
|
|
|
| |
|
|
|
| |
|
|
|
| |
|
|
|
| |
|
|
|
| |
|
|
|
| |
|
|
|
| |
|
|
|